درباره فالگیرهای ایرانی که در فنجانهای قهوه مشتریانشان آینده جنگ، صلح، مذاکرات و قیمت دلار را پیشگویی میکنند
حدیث ملاحسینی: روزگاری بود که فالگیران درباره روابط عاشقانه و عاطفی دختران و پسران جوان و گرفتاریهای مالی و بیپولی آدمها پیشگویی میکردند. اما اکنون با وقوع جنگ و وجود سایه هولناک آن بر سر شهروندان ایرانی، فالگیران هم پایشان را از مسائل خصوصی زندگی مردم فراتر گذاشتهاند و درباره آینده جنگ و سرنوشت کشور پیشگویی میکنند. در این رابطه، با نگاهی به فعالیت فالگیران در شبکههای اجتماعی، میبینیم که تعدادی از فالگیران درباره زمان دقیق شروع مجدد جنگ، نتیجه مذاکرات، زمان وصل شدن مجدد اینترنت و حتی وضعیت بنزین و قیمت دلار و طلا به پیشگویی میپردازند و مشتریانی را نیز جذب میکنند. پیشگوییهایی که از جانب برخی افراد با واکنشهای مثبت و از سوی برخی دیگر با واکنشهای منفی و حتی تمسخر همراه است.
«تا دلت بخواد مشترهایی داشتم که درباره جنگ نیت کردن. میخواستن بدونن که بالاخره جنگ میشه یا نمیشه». این جمله ژ.الف، آقای فالگیر ۶۲ ساله ارمنی است که سالهاست از راه فالگیری نان میخورد و در دوره جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه هم کارش حسابی رونق داشته است. در نگاه اول، ترکیب نگاه نافذ و موهای جوگندمیاش از او یک شخصیت مرموز میسازد. اما وقتی با لحن منحصر به فرد خودش شروع به صحبت میکند متوجه سادگی و رُک بودنش میشوید.
آقای فالگیر وقوع جنگ را برای مشتریانش با کارتهای پاسور پیشگویی میکند و مدعیست هر آن چه تا الان گفته درست از آب درآمده است. او در گپ و گفتی با «هفت صبح» میگوید: «مدام کارتهای منفی برای مشتریان میآمد و همین یعنی این که جنگ میشه. من قبل از شروع جنگ چهل روزه گفتم که جنگ چهار- پنج هفته طول میکشه که همون هم شد!». ژ.الف همچنان به سوالات مشتریانش درباره ادامه جنگ یا صلح پاسخ میدهد. پاسخهایی که به گفته خودش صرفا بر پایه تعبیر کارتها نیستند، بلکه تحلیلهای شخصیاش از اخبار هم در پیشگوییهایش دخیل هستند: «دیروز یک خانمی مشتری من بود که نیت کرد در این شرایط جنگی دلار بخرم یا نخرم؟!»
و اما این فقط علامتها و نشانههای روی کارتهای پاسور نیستند که خبر از آینده و سرنوشت سیاسی ایران میدهند. بلکه از نظر فالگیرانی که فال قهوه میگیرند، تفسیر آن نقش و نگارهای پر رمز و رازی که در انتهای فنجان قهوه ظاهر میشوند هم این خاصیت را دارند. «پ.ت» زن میانسال پرانرژی و همه فن حریفی است که از چندین مهارت دیگر در کنار فالگیری درآمدزایی میکند. همین مسئله خود را در نحوه چیدمان خانه کوچک و جمعوجورش نشان میدهد؛ خانهای با اسباب و اثاثیه بسیار زیاد که جایی برای تنفس ندارد. خانهای که هم آرایشگاه است، هم کلاس آموزش زبان انگلیسی، هم کنجی برای قلاببافی و هم جایی برای گرفتن فال قهوه و معاشرت کردن با افراد مختلف.
او با روحیه شادی که دارد حتی درباره تلخترین و سهمگینترین وقایع هم با خنده صحبت میکند و ادعای دور از ذهنی را به زبان میآورد: «پیش از وقوع جنگ ۱۲ روزه، من نقشهایی را در فنجان تکتک مشتریانم دیدم که نشان میداد چنین جنگی نزدیک است. به همه هم گفتم منتظر یک اتفاق بسیار عجیب و تلخ باشید. من از تفسیر نقشهای کف فنجان آینده را میبینم. وگرنه با عالم غیب که در ارتباط نیستم!».
پ.ت میگوید که مردم از بلاتکلیفی، فشارهای اقتصادی و آینده نامعلومی که پیش رویشان است خسته شدهاند؛ به همین دلیل دائما درباره آخر و عاقبت جنگ و سرنوشت کشور از او سوال میکنند. او در آخر یک ادعای عجیب دیگری را هم با آب و تاب فراوان بیان میکند: «شب قبل از جنگ چهل روزه در فنجان یکی از مشتریانم یک عدد با دایرهای بزرگ در بالایش نقش بست. آن عدد ساعت حمله آمریکا و اسرائیل به کشور و آن دایره نماد یک انفجار بزرگ بود که دقیقا فردای همان روز اتفاق افتاد!»
واقعیت این است که چنین پدیدهای یک بعد دیگر هم دارد و آن گروهی از مردمی هستند که همچون کلاف سر در گم در پی آنند که در شرایط بحرانی به یک آرام و قراری برسند و فضای غبار آلود اطراف اندکی برایشان روشن شود. احسانِ سی و اندی ساله، یکی از همان افرادیست که برای اطلاع پیدا کردن از آینده جنگ به مرد سالخوردهای که به گفته خودش با دنیای عرفان سر و کار دارد، مراجعه میکند.
احسان در بحبوحه جنگ دوازده روزه درحالی که خودش را آماده میکرد تا برای رهایی از خطرات بمباران و صدای جنگ به یکی از شهرستانها برود، در یکی از گفتوگوهایش با مرد عارف از وی میشنود که به زودی آتشبس میشود و میتواند با خیال راحت به سفر برود: «انتظار نداشتم که جنگ به این زودیها تمام شود. واقعا نگران جانم بودم. اما در کمال تعجب دیدم که پیشگویی پیرمرد درست از آب درآمد. او حتی درباره جنگ چهل روزه هم قبلا اطلاعاتی داده بود که عیناً اتفاق افتاد. مثلا گفته بود جنگی یکی دو ماهه رخ میدهد و بعد یک آتش بس و…»
تصور نکنید که ماجرا فقط به فالگیران و پیشگویان وطنی ختم میشود. بلکه با اندکی جستوجو در فضای مجازی، متوجه میشوید که در کنار انبوهی از تحلیلگران سیاسی که درباره ایران و سرنوشت سیاسیاش صحبت میکنند، کسانی نیز در قاب تلویزیونهای کشورهای مختلف ظاهر میشوند که ادعا میکنند میتوانند آینده کشورها را با کمک قدرت ماوراییشان پیشگویی کنند. در این میان، خانمی مصری- لبنانی با پیشگوییهایش درباره کشورهای مختلف، مورد توجه رسانهها قرار گرفته است. این خانم عرب با پیشگویی جنگ دوازده روزه بین ایران و اسرائیل، شروع مرحله دوم جنگ و هدف قرار دادن برخی چهرههای سیاسی ایرانی شهرت زیادی پیدا کرد و ویدئوهایش با زیرنویس فارسی در فضای مجازی بسیار دیده شد. او ادعا میکند که تمامی این اطلاعات از عالم غیب و رویا به او الهام میشود.
عدهای اما صحبتهای او را کلیگوییهایی میدانند که در بسیاری از مواقع مبهم و دوپهلوست؛ به همین دلیل چندان به پیشگوییهایش اعتنا نمیکنند و آن را نوعی تلاش برای جلب توجه میدانند. در این راستا هم به برخی از پیشگوییهای نادرست او استناد کردهاند. از طرف دیگر، دستهای از مردم هستند که با عینک شک و بدبینی به این مسئله نگاه میکنند.
شرایط جنگیای که شهروندان ایرانی سپری کردند و آتشبس شکنندهای که اکنون در آن به سر میبرند، حالت تعلیق و عدم قطعیت را برای جامعه ایجاد کرده است. در این رابطه، حسین ایمانی جاجرمی جامعهشناس و استاد دانشگاه، با اشاره به کتاب «روانشناسی خرافات» اثر گوستاو جاهودا، به این مسئله میپردازد که اساسا ذهن ما انسانها عدم قطعیت و ابهام را نمیتواند تحمل کند و به همین دلیل است که برخی افراد به خرافات و شایعات روی میآورند.
او در این رابطه به «هفتصبح» میگوید: «انسان باید یک تصویر مشخصی از اوضاع و شرایط داشته باشد تا به او ثبات دهد و قابلیت تصمیمگیری و انطباق را در وی ایجاد کند. بنابراین، در موقعیتهای بحرانی و حساسی همچون جنگ که ما با اطلاعات کم یا ناقصی مواجه هستیم، طبیعتا یکی از مکانیسمهای جبران این مسئله پرداختن به خرافات و شایعات است. فالگیری و پیشگویی از آینده هم به یک نوعی در همین مقوله میگنجد؛ یعنی روی آوردن به فالگیر میتواند کمبود اطلاعات فرد را جبران و ترس از سرنوشتی که در انتظار اوست را تا حدی برطرف کند و یک آرامش خاطر نسبی را به او ببخشد».
این جامعهشناس معتقد است که وقتی نهادهای رسمی مثل دولت و رسانهها نمیتوانند اطلاعات مربوط به جنگ و شرایط کشور را به طور شفاف در اختیار عموم بگذارند، در این میان، فالگیران به شکلی این خلأ را پر میکنند: «یکی از کارکردهای دولت، سازمانهای عمومی و رسانهها در هر حوزهای، این است که به شهروندان امکان پیشبینی بدهند. درواقع آنها موظفند که اطلاعات را به دست مردم برسانند. حتی آن دسته از اطلاعاتی که موجب نگرانی آنان میشود. بهرحال این حق شهروندان است که بدانند اوضاع از چه قرار است و از اخبار جنگ مطلع باشند. اما همانطور که شاهد هستیم، این نهادها در کشور ما عملکرد چندان مثبتی ندارند. بنابراین، یکی از دلایل استقبال از فالگیری و این دسته از اقدامات در شرایط جنگی همین مسئله است».
ایمانی جاجرمی یکی از عوامل عملکرد ضعیف نهادهای رسمی، از جمله رسانههای داخلی را سوءمدیریت میداند. درواقع، رسانهها آن متخصصی که میتواند کار خبررسانی حرفهای را انجام دهد در سیستم خود ندارند یا اگر هم داشته باشند، به دلیل مدیریت تحمیلی سیستم، چندان نمیتواند تاثیرگذار باشد: «رسانههای رسمی ما یک سری خطوط قرمز دارند که ناچارند در همان چارچوب حرکت کنند. این یک مشکل است، چرا که همان خطوط قرمز در تقابل با افکار عمومی قرار میگیرند و در نتیجه مردم اعتماد و علاقهشان را نسبت به رسانههای رسمی از دست میدهند.
در چنین موقعیتی وقتی شهروندان در معرض اطلاعات ناقص قرار میگیرند، خواه ناخواه سازوکارهای دیگری در جامعه فعال میشوند که یکی از آنها فالگیری و داغ شدن بازار خرافات و اخبار تحریف شده است». این استاد دانشگاه به این موضوع نیز اشاره میکند که تقدیرگرایی و اعتقاد به سرنوشت، از جمله باورهایی هستند که در جامعه ایرانی بسیار ریشهدارند و در این باره به خبرنگار ما میگوید: «در شرایط بحرانی مانند جنگ، مراجعه به فالگیر بیشتر از سوی افرادی صورت میگیرد که به نقش نیروهای ماوراءالطبیعی در زندگی خود باور دارند. به همین جهت، این دسته از آدمها برای آینده و تصمیماتشان در پی نوعی تضمیناند که آن را در پیشگویی فالگیران مییابند و روانشان کمی آسوده میشود».
آنچه شرح داده شد، حکایت از آن دارد که فالگیری و توسل به نیروهای ماورایی در شرایط بحرانی همچون جنگ، میتواند به یک نوعی نقش مسکن را برای روان انسانها ایفا کند. این مسئله زمانی پررنگتر میشود که شرایط بیش از پیش پیشبینیناپذیر شده و خلأ شفافسازی نهادهای رسمی درباره جنگ به چشم میآید. به عبارت دیگر، زمانی که عدهای از شهروندان به اخبار رسمی نمیتوانند اعتماد کنند و از سوی دیگر اخبار خارجی را هم گمراه کننده میپندارند، چارهای جز این نمییابند که به یک منبع اطلاعاتی متوسل شوند. این منبع اطلاعاتی برای برخی افراد فالگیران هستند. درحالی که عدهای از مردم با وجود همه سختیهایی که حالت تعلیق و پیشبینیناپذیری برایشان ایجاد میکند به فالگیران باور ندارند و ضربالمثل «رمال اگر غیب میدانست، خود گنج پیدا میکرد» را سرلوحه زندگی خود قرار دادهاند.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا