دلایل تب مالت در ایران
دلایل تب مالت در ایران

سالانه ۱۸ تا ۲۰ هزار ایرانی به تب مالت مبتلا می‌شوند؛ بیماری‌ای‌ که با دامداری سنتی، مصرف لبنیات غیربهداشتی و ضعف نظارت، به بحرانی بومی و تهدیدی برای سلامت عمومی تبدیل شده است

سارا خادمی: بیماری تب مالت یا بروسلوز، تنها یک عفونت ساده نیست، بلکه بازتابی از کیفیت نظارت بر بهداشت دام و مواد غذایی در یک جامعه است. این بیماری که توسط باکتری بروسلا ایجاد می‌شود، یکی از پیچیده‌ترین بیماری‌های زئونوز در جهان به شمار می‌رود. در حالی که بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته توانسته‌اند با سخت‌گیری در پاستوریزه کردن لبنیات و کنترل شدید دام‌ها، این بیماری را به حاشیه برانند، اما در ایران، تب مالت به یک بیماری اندمیک یا بومی تبدیل شده است. طبق آمارهای ارائه‌شده توسط دکتر محمد زینلی، رئیس اداره زئونوز وزارت بهداشت، سالانه بین ۱۸ تا ۲۰ هزار نفر در ایران به این بیماری مبتلا می‌شوند. این عدد تنها نوک کوه یخ است، زیرا بسیاری از موارد به دلیل تشخیص دیر یا مشابهت علائم با بیماری‌های دیگر، هرگز ثبت نمی‌شوند.

‌کانون‌های ابتلا در غرب و شرق


پراکنش تب مالت در ایران، دقیقاً با نقشه قطب‌های دامداری کشور هم‌راستا است.به گفته زینلی، مناطقی که تکیه اصلی اقتصادشان بر پرورش دام است، بیشترین آسیب را از این بیماری می‌بینند. استان‌های لرستان، همدان، آذربایجان غربی، آذربایجان شرقی، کردستان و خراسان رضوی در صدر فهرست ابتلا قرار دارند. این موضوع نشان می‌دهد که تب مالت در ایران، بیش از آنکه یک مشکل پزشکی باشد، یک مشکل ساختاری در مدیریت بهداشتی دامداری است. در این مناطق، فاصله بین دام و انسان بسیار کم است و فرهنگ استفاده از تجهیزات حفاظتی در میان دامداران تقریباً به صفر رسیده است.

مسیرهای انتقال؛ از تماس مستقیم تا سفره‌های خانگی


انتقال تب مالت به دو مسیر اصلی تقسیم می‌شود که هر دو نشان‌دهنده خلأهای بهداشتی هستند. مسیر اول، تماس مستقیم است؛ جایی که دامداران و کارکنان مراکز دامپروری در معرض ترشحات دام‌های آلوده قرار می‌گیرند. خطرناک‌ترین لحظه، زمان سقط جنین در دام است. باکتری بروسلا در ترشحات جنین سقط شده به شدت فعال است و هرگونه تماس پوستی یا تنفسی بدون استفاده از دستکش، عینک و لباس حفاظتی، منجر به انتقال سریع بیماری می‌شود.
مسیر دوم که بسیار خطرناک‌تر است، انتقال غیرمستقیم از طریق مصرف مواد غذایی است. مصرف شیر خام، پنیرهای سنتی و لبنیاتی که پاستوریزه نشده‌اند، بستر مناسبی برای انتقال باکتری به بدن انسان است. در بسیاری از نقاط ایران، فرهنگ مصرف لبنیات سنتی بر پاستوریزه اولویت دارد و این موضوع باعث می‌شود زنجیره انتقال هرگز قطع نشود.

  وقتی «خامه زردرنگ» بلیت ورود بیماری است


یکی از مهمترین بخش‌های این بحران، روش‌های بازاریابی در لبنیاتی‌های سنتی است. زینلی هشدار می‌دهد که برخی فروشندگان برای جذب مشتری، از خامه و سرشیر نجوشیده برای تزیین روی ماست استفاده می‌کنند. این خامه زردرنگ که در نگاه اول نشانه کیفیت و اصالت به نظر می‌رسد، در واقع مخزنی از باکتری‌های فعال بروسلا است. در حالی که اسید موجود در ماست می‌تواند تا حدودی باکتری‌ها را از بین ببرد، اما افزودن خامه خام بر روی آن، دوباره زنجیره عفونت را فعال می‌کند. تضاد اینجاست در حالی که وزارت بهداشت بر مصرف لبنیات پاستوریزه تاکید دارد، بازار لبنیات سنتی به دلیل نبود نظارت دقیق، همچنان با تکیه بر «سادگی مصرف‌کننده» فعال است.

سازمان دامپزشکی در برابر واقعیت‌های میدانی


در تئوری، سازمان دامپزشکی بر سلامت دام‌ها نظارت می‌کند و دام‌هایی که سقط جنین می‌کنند باید بلافاصله امحا شوند. اما در واقعیت، این روند در بسیاری از مناطق به‌ویژه در روستاها و مناطق دورافتاده اجرا نمی‌شود. رئیس اداره زئونوز وزارت بهداشت معتقد است در بسیاری از موارد دامدار به دلیل ضرر مالی، دام سقط شده را امحا نمی‌کند و همین موضوع باعث می‌شود دام آلوده در گله باقی بماند و بقیه دام‌ها و در نهایت انسان‌ها را آلوده کند. این یعنی «سود کوتاه‌مدت دامدار» بر «سلامت عمومی جامعه» اولویت یافته است.

نگاهی به جهان؛ از کنترل مطلق تا بازگشت بیماری

در سطح جهانی، تب مالت در کشورهای حوضه مدیترانه و آمریکای لاتین همچنان شایع است، اما در کشورهای پیشرو، استراتژی «صفر کردن» بیماری در پیش گرفته شده است. در اروپا، هرگونه فروش شیر خام یا لبنیات غیرپاستوریزه جرم محسوب می‌شود. در حالی که در ایران، این محصولات به عنوان «محصولات محلی و سالم» تبلیغ می‌شوند. تفاوت اصلی در این است که در کشورهای توسعه‌یافته، نظارت بر دام‌ها در سطح «مولکولی» است و هرگونه نشانه سقط جنین منجر به قرنطینه کل گله می‌شود، اما در ایران، نظارت‌ها عمدتاً اداری و روی کاغذ است.

دوره کمین و تشخیص؛ بازی با زمان


یکی از چالش‌های بزرگ تب مالت، دوره کمین و پنهان آن است که می‌تواند از سه هفته تا شش ماه به طول بینجامد. این یعنی فرد ممکن است ماه‌ها بعد از مصرف یک تکه پنیر سنتی یا تماس با یک دام، علائم بیماری را نشان دهد. زینالی می‌گوید که این فاصله زمانی باعث می‌شود بیمار نتواند منبع عفونت را شناسایی کند و تشخیص پزشک دشوار شود. در نتیجه، درمان طولانی می‌شود و بیماری در بسیاری از موارد به صورت مزمن در می‌آید و باعث دردهای مفصلی و تب‌های متناوب می‌شود که کیفیت زندگی انسان را به شدت کاهش می‌دهد.

  نیاز به انقلابی در فرهنگ بهداشتی


تب مالت در ایران، نتیجه مستقیم ترکیب سه عامل است: «دامداری سنتی»، «مصرف لبنیات غیربهداشتی» و «نظارت‌های ناقص». تا زمانی که مصرف لبنیات پاستوریزه به یک فرهنگ تبدیل نشود و دامداران به جای ترس از ضرر مالی، از سلامت گله‌های خود پاسبانی کنند، آمارهای ۱۸ تا ۲۰ هزار نفری کاهش نخواهد یافت. راه حل، نه تنها در تجویز دارو، بلکه در تغییر رفتار مصرف‌کننده و سخت‌گیرانه کردن قوانین در لبنیاتی‌های سنتی است. ایران باید از «مدیریت واکنشی» به سمت «مدیریت پیشگیرانه» حرکت کند، وگرنه تب مالت همچنان به عنوان یک میراث تلخ در دشت‌ها و کوهستان‌های ایران باقی خواهد ماند.