متهم: بعد از اینکه من و پسرداییام متوجه شدیم فرید به کام مرگ فرورفته خیلی شوکه شده بودیم. من دیگر شب و روز و خوابوخوراک نداشتم
فاطمه شیخ علیزاده:اواسط سال ۹۹ جسد غرق در خون مرد جوانی در یکی از کوچه پسکوچههای ورامین در حالی کشف شد که مشخص بود چند ساعتی از مرگ او میگذرد. با اعلام این خبر خیلی سریع رسیدگی به موضوع در دستور کار تیم جنایی قرار گرفت و بررسیهای ابتدایی برای روشن شدن راز ماجرا آغاز شد.
جسد قربانی با دستور بازپرس جنایی برای انجام آزمایشها و معاینات لازم برای روشن شدن علت تامه فوت به سردخانه پزشکی قانونی منتقل شد. در تحقیقات اولیه مشخص شد که مقتول ۲۵ساله به نام فرید در جریان درگیری با دو ناشناس به قتل رسیده است. درحالیکه فرید سابقه کینه و عداوت با کسی نداشت، به نظر میرسید که به طور اتفاقی با جنایتکاران برخورد کرده باشد.
همچنین در نتیجه اعلام شده از سوی کارشناسان پزشکی قانونی مشخص شد که اصابت چاقو به سفیدران فرید باعث خونریزی وسیع و سپس مرگ او شده است.
شناسایی متهمان
در ادامه تحقیقات جنایی، دستور بازبینی دوربینهای مداربسته موجود در محل حادثه و اطراف آن صادر شد. با بررسی دوربینهای مداربسته مشخص شد که فرید با دو فردی که از سارقان سابقهدار بودند درگیر شده بود؛ اما به دلیل متواری بودن متهمان علت درگیری مرگبار آنها در هالهای از ابهام باقی ماند.پس از درگیری خونین، سارقان از محل متواری شده بودند؛ اما فرید درحالیکه بهشدت خونریزی داشت همان جا رها شده و توان کمکخواهی نداشت. درحالیکه محل رهاشدن فرید بسیار خلوت بوده و تردد در آنجا کم بود؛ چند ساعتی فرید در همان حال باقیمانده بود و خون زیادی از او رفته بود که همین باعث مرگش شد.
درهمین حال تلاش برای پیدا کردن ردی از متهمان در دستور کار کارآگاهان قرار گرفت؛ اما تا چند سال بعد هیچ نشانی از آنها پیدا نشد. بالاخره بعد از گذشت چند سال درحالیکه پرونده قتل فرید هنوز مفتوح مانده بود؛ رد یکی از متهمان به نام سروش در مرز ایران و ترکیه زده شد.سروش که فکرش را هم نمیکرد باگذشت چند سال هنوز ریزبینانه تحت تعقیب باشد و گمان میکرد آبها از آسیاب افتاده است؛ درحالیکه بعد از مدتها فرار به ترکیه به کشور بازگشته بود بلافاصله به دام افتاد.
متهم بعد از مواجهه با مأموران جنایی به ارتکاب قتل اقرار کرد. او گفت: «روز حادثه من به همراه پسرداییام در حال سرقت از یک خودروی امویام بودیم که فرید اتفاقی از آن کوچه خلوت عبور کرد و ما را دید. او که مچ ما را گرفته بود به سمت ما آمد و با هم درگیر شدیم. در جریان درگیری او چاقو کشید و من برای دفاع از خودم ضربهای به پایش زدم؛ اما قصد کشتنش را نداشتم. وقتی فهمیدم دستم به خون او آلوده شده است به حدی تحتتأثیر قرار گرفتم و ترسیده بودم که به ترکیه فرار کردم.» با تکمیل تحقیقات و صدور کیفرخواست پرونده برای رسیدگی به شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران ارجاع شد.
در دادگاه
در ابتدای جلسه رسیدگی خواهران فرید بهعنوان اولیای دم تقاضای قصاص متهم را مطرح کردند. سپس متهم در جایگاه دفاع از خود قرار گرفت و بار دیگر در دفاع از خود جزئیات روز ماجرا را شرح داد: «من و پسرداییام همیشه با همدیگر سرقت میکردیم و چند باری هم دستمان برای پلیس رو شده بود. اما هرگز اهل خشونت و چاقوکشی نبودیم. فقط برای دفاع از خودمان چاقویی همراه میبردیم که اگر گیر افتادیم با ترساندن افراد بتوانیم فلنگ را ببندیم.»
سروش ادامه داد: «روز حادثه ما در حال باز کردن یک خودروی امویام بودیم که ناگهان سر بزنگاه فرید از راه رسید و مچ ما را گرفت. او که فهمید ما در حال دزدی هستیم به سمت ما حمله کرد و چاقو کشید. من به او گفتم تو نه صاحب ماشینی و نه به تو ربطی دارد؛ اما او میگفت در محله ما حق سرقت ندارید. فرید به سمت من چند ضربه زد تاحدیکه حتی زخمی هم شدم. در آن شرایط چارهای جز دفاع از خودم نداشتم و با چاقو ضربهای بهپای او زدم تا بتوانم فرار کنم. فکرش را هم نمیکردم که این ضربه باعث مرگ فرید شود.»
سروش در ادامه گفت: «بعد از اینکه من و پسرداییام متوجه شدیم فرید به کام مرگ فرورفته خیلی شوکه شده بودیم. من دیگر شب و روز و خوابوخوراک نداشتم. باورم نمیشد دستم به خون کسی آلوده شده باشد. ما خانواده خیلی آشفتهای داشتیم و کسی از ما حمایت مالی نمیکرد برای همین وادار به دزدی شدیم؛ اما آدمکش نبودیم.من بهشدت ترسیده بودیم و تصمیم گرفتم فرار کنم. راهی مرز ترکیه شده و غیرقانونی از کشور خارج شدم.
از همان موقع دیگر هیچ خبری هم پسرداییام نداشتم. وارد خاک ترکیه شدم و بهسختی زندگی میکردم. یک مهاجر غیرقانونی بودم و با حقوق ناچیز کارگری بهسختی زندگی میکردم. روزگار برایم آنچنان سخت سپری میشد که تصمیم گرفتم به ایران برگردم. حدس میزدم شاید دستگیر شوم؛ اما فکرش را نمیکردم که به این زودی به دام بیفتم.» متهم در مقام آخرین دفاع گفت: «من اتهام مباشرت در قتل عمدی را قبول ندارم. برای دفاع از خودم مجبور شدم چاقو بکشم.» قضات دادگاه بعد از شنیدن دفاعیات متهم برای صدور رای وارد شور شدند.