مانکو کاپک با بازی راسل کرو، در فیلم راه فرار صاحب باشگاهی است که ظاهر آرامشبخشش، حقیقتی تیره را پنهان کرده است
بابک نبی: خروج از دنیای جنایت، بیشتر شبیه جابهجا کردن درِ قفس است تا رسیدن به آزادی. آدمهایی که سالها با پولهای آلوده، معاملههای مخفی و سایه همیشگی خشونت زندگی کردهاند با یک تصمیم تازه گذشته را پشت سر نمیگذارند، گذشته، زودتر از هر تعقیبکنندهای ردشان را پیدا میکند. «راه فرار» روی همین ایده دست میگذارد، داستان مردی که تصور میکند فروش باشگاه شبانه و کنار گذاشتن کسبوکارش میتواند پرونده سالهای پرآشوب زندگیاش را ببندد، غافل از اینکه جهان تبهکاری برای خداحافظی، خروجی امن طراحی نکرده است.مانکو کاپک با بازی راسل کرو، صاحب باشگاهی است که ظاهر آرامشبخشش، حقیقتی تیره را پنهان کرده است. گردش پولهای کارتل از دل همین مجموعه عبور میکند و سالهاست زندگی او را به شبکهای از بدهبستانهای خطرناک گره زده است. حمله قلبی، مسیر زندگی این مرد را تغییر میدهد. حالا آرزویش بسیار ساده به نظر میرسد، فروش باشگاه، دور شدن از هیاهوی خشونت و ساختن روزهایی آرام کنار زنی که دوستش دارد. فیلم از همین نقطه، مخاطب را وارد قصهای میکند که ظرفیت تبدیل شدن به یک تریلر متفاوت را دارد.
بخش جذاب «راه فرار» در همان تصویر متفاوتی شکل میگیرد که از شخصیت اصلی ارائه میدهد. مانکو برخلاف تصویر آشنای رؤسای باندهای تبهکاری، عطشی برای خونریزی ندارد. عصبانیتش را مهار میکند، اسلحه را آخرین انتخاب میداند و بیش از نمایش قدرت، دنبال حفظ تعادل است. همین ویژگی، او را به شخصیتی تبدیل میکند که میان دو جهان گرفتار مانده، جهانی که سالها برایش ثروت ساخته و جهانی که آرزو دارد با آرامش در آن زندگی کند.
راسل کرو نیز با تجربه سالهای اخیر، دقیقاً میداند چگونه چنین مردی را جان ببخشد. چهره خسته، نگاه سنگین و لحن آرامش، تصویری از انسانی میسازد که پیش از دشمنانش، از فرسودگی درونی آسیب دیده است. بازی کرو بزرگترین امتیاز فیلم محسوب میشود، حضوری که حتی در سکانسهایی با فیلمنامه متزلزل نیز تماشاگر را همراه نگه میدارد.
جذابیت اولیه داستان از جایی آغاز میشود که یک سرقت ساده، زنجیرهای از بحرانهای پیشبینینشده را به حرکت درمیآورد. مانکو برای جبران پول ازدسترفته، دست به تصمیمهایی میزند که هرکدام بحرانی تازه خلق میکنند. کارتل مضطرب میشود، اطرافیان رفتاری غیرمنتظره از خود نشان میدهند و دایره سوءتفاهمها لحظهبهلحظه گستردهتر میشود. این بخش از داستان، یادآور فیلمهای جنایی پرتعلیقی است که حادثهای کوچک، زندگی چندین شخصیت را دگرگون میکند.
مشکل از جایی آغاز میشود که فیلمنامه تصمیم میگیرد توجه خود را میان شخصیتهای متعدد تقسیم کند. استاد دانشگاهی که زیر فشار یک پلیس فاسد وارد ماجرای سرقت شده، کارمند بانکی عاشق هیجان، خریدار مرموز باشگاه، اعضای کارتل و چند شخصیت فرعی دیگر، هرکدام مسیر مستقلی پیدا میکنند. همین پراکندگی، تمرکز روایت را از مانکو دور میکند. بحران جسمی او که در آغاز فیلم یکی از مهمترین عناصر تعلیق بود، رفتهرفته اهمیتش را از دست میدهد.
حمله قلبی قرار بود مانند ساعتی معکوس روی همه تصمیمهای شخصیت اصلی سایه بیندازد، اما فیلم این ایده جذاب را نیمهکاره رها میکند و جای آن را تعقیبوگریز، تیراندازی و پیچشهایی میگیرد که تأثیر عاطفی چندانی ندارند. لحن اثر نیز پیوسته میان کمدی و تریلر در رفتوآمد است. بعضی صحنهها برای خنده طراحی شدهاند و چند دقیقه بعد، همان فضا رنگ خشونت به خود میگیرد. این تغییرهای پیاپی، هویت فیلم را متزلزل کرده است. مخاطب تا پایان، تصویری روشن از مقصد فیلم به دست نمیآورد و همین مسئله باعث میشود بسیاری از لحظههای حساس، قدرت لازم را پیدا نکنند.
آرون پال، نینا دوبرو، ترزا پالمر و لوک ایوانز هرکدام تلاش میکنند شخصیتهایشان را باورپذیر جلوه دهند. میان آرون پال و نینا دوبرو انرژی قابل قبولی شکل میگیرد و بخش قابل توجهی از لحظههای سرگرمکننده فیلم از دل همین همراهی بیرون میآید. با این وجود، فرصت کافی برای عمق بخشیدن به شخصیتها فراهم نمیشود و بسیاری از روابط در سطح باقی میمانند. دریک بورت پیش از این توانایی خود را در ساخت تریلرهای پرتنش نشان داده بود، اما این بار جاهطلبی او برای ترکیب کمدی، جنایت و اکشن به نتیجه مطلوب نمیرسد.
«راه فرار» بیش از هر چیز قربانی شلوغی فیلمنامه است، داستانی که هر چند دقیقه مسیر تازهای پیش پای مخاطب میگذارد و فرصت نمیدهد ایده مرکزی، نفس بکشد. با همه این ضعفها، فیلم همچنان ارزش یک بار تماشا را دارد، بیشتر به خاطر راسل کرو و شخصیتی که با وقار و خستگی به تصویر میکشد. «راه فرار» یادآوری میکند گاهی دشوارترین نبرد یک گانگستر، جنگ با رقیبانش نیست، نبردی است با گذشتهای که هر بار، زودتر از گلوله از راه میرسد.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا