#داغ های خبری
یکشنبه ۱۷ خرداد ۱۴۰۵

جنگ خاورمیانه بدون منافع آمریکا

100روز از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران گذشته است و نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد اکثریت شهروندان آمریکایی نه‌تنها این جنگ را موفق نمی‌دانند، بلکه آن را به زیان منافع کشورشان ارزیابی می‌کنند

رامتین لطیفی: از زمانی می‌گذرد که آمریکا و اسرائیل عملیات نظامی گسترده علیه ایران را آغاز کردند؛ عملیاتی که حامیان آن در کاخ سفید از آن به‌عنوان نقطه عطفی در سیاست خاورمیانه‌ای واشنگتن یاد می‌کنند‌ اما در داخل آمریکا، روایت دیگری در حال شکل‌گیری است. برخلاف ادعاهای مکرر دونالد ترامپ درباره موفقیت عملیات، بخش بزرگی از افکار عمومی آمریکا همچنان این جنگ را اقدامی غیرضروری و پرهزینه می‌دانند. نظرسنجی‌های متعدد نشان می‌دهد حتی پیش از آغاز حملات نیز اکثریت آمریکایی‌ها با بمباران ایران مخالف بودند و با گذشت سه ماه از جنگ، این مخالفت نه‌تنها کاهش نیافته بلکه در برخی موارد تشدید شده است. شبلی تلحمی، استاد مطالعات صلح و توسعه دانشگاه مریلند، معتقد است یک نکته در میان همه داده‌ها روشن است: «بیشتر آمریکایی‌ها باور ندارند این جنگ در خدمت منافع ایالات متحده باشد.»

 

 ترامپ در برابر افکار عمومی

نتایج تازه نظرسنجی «مسائل حیاتی دانشگاه مریلند» تصویری نگران‌کننده برای کاخ سفید ترسیم می‌کند. تنها ۱۶ درصد رأی‌دهندگان آمریکایی معتقدند آمریکا در جنگ پیروز شده یا در مسیر پیروزی قرار دارد. این آمار نشان می‌دهد بخش عمده جامعه آمریکا روایت پیروزمندانه‌ای را که ترامپ بارها مطرح کرده، نپذیرفته است. در همین نظرسنجی، اکثریت رأی‌دهندگان اعلام کرده‌اند که جنگ بیش از آنکه برای آمریکا سودمند باشد، به منافع این کشور آسیب زده است.

حتی در میان جمهوری‌خواهان نیز یک‌سوم پاسخ‌دهندگان چنین نظری داشته‌اند؛ رقمی که برای رئیس‌جمهوری جمهوری‌خواه زنگ خطر محسوب می‌شود. تحلیلگران معتقدند تغییر نگرش بخشی از پایگاه سنتی حزب جمهوری‌خواه می‌تواند پیامدهای سیاسی مهمی برای انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره داشته باشد؛ انتخاباتی که دموکرات‌ها امیدوارند از طریق آن کنترل مجلس نمایندگان و حتی سنا را دوباره به دست آورند.

  از میدان نبرد تا پمپ بنزین

اگرچه سیاست خارجی به طور معمول در صدر دغدغه‌های رأی‌دهندگان آمریکایی قرار ندارد‌ اما جنگ ایران به‌تدریج به مسئله‌ای اقتصادی تبدیل شده است. بسته شدن تنگه هرمز از سوی ایران و اختلال در حمل‌ونقل انرژی، قیمت نفت و گاز را به شدت افزایش داده است. این افزایش قیمت‌ها به طور مستقیم بر هزینه سوخت، حمل‌ونقل، مواد غذایی و سایر کالاها اثر گذاشته و موج تازه‌ای از نگرانی‌های تورمی را در آمریکا به وجود آورده است.

بر اساس یک نظرسنجی دیگر، حدود ۷۹ درصد رأی‌دهندگان آمریکایی معتقدند جنگ ایران بر هزینه زندگی آن‌ها تأثیر گذاشته است؛ رقمی که شامل اکثریت جمهوری‌خواهان، دموکرات‌ها و مستقل‌ها می‌شود. تلحمی می‌گوید جنگ اکنون دیگر تنها یک مسئله سیاست خارجی نیست: «این موضوع به جیب مردم گره خورده است. وقتی شهروندان تأثیر جنگ را در قبض‌ها، هزینه سوخت و خرید روزانه خود می‌بینند، نگاه‌شان به آن کاملاً تغییر می‌کند.»

 آتش‌بس بدون صلح

هرچند در اوایل آوریل آتش‌بسی میان طرف‌های درگیر برقرار شد‌ اما تنش‌ها همچنان ادامه دارد. درگیری‌های پراکنده در خلیج فارس متوقف نشده و بحران تنگه هرمز نیز حل‌وفصل نشده است. از سوی دیگر، محاصره دریایی متقابل میان ایران و آمریکا فضای نااطمینانی را در بازارهای جهانی حفظ کرده است. همین وضعیت باعث شده وعده‌های مکرر ترامپ درباره نزدیک بودن توافق نهایی چندان جدی گرفته نشود. در واقع، وضعیت کنونی بیش از آنکه یادآور صلح باشد، به شرایطی شبیه «نه جنگ، نه صلح» شباهت دارد؛ وضعیتی که می‌تواند ماه‌ها یا حتی سال‌ها ادامه پیدا کند.

 رئیس‌جمهوری که نگران انتخابات نیست؟

ترامپ بارها تأکید کرده که نگرانی‌های اقتصادی ناشی از جنگ، ارزش دستیابی به اهداف آمریکا در قبال ایران را دارد. او همچنین اعلام کرده انتخابات میان‌دوره‌ای تأثیری بر تصمیماتش در قبال جنگ ندارد. رئیس‌جمهور آمریکا حتی در یکی از اظهارات جنجالی خود گفت: «به وضعیت مالی آمریکایی‌ها فکر نمی‌کنم. فقط به یک چیز فکر می‌کنم؛ اینکه ایران نباید به سلاح هسته‌ای دست پیدا کند.» اما بسیاری از تحلیلگران این اظهارات را بیشتر نوعی نمایش سیاسی می‌دانند تا واقعیت. از نگاه آنان، ترامپ به خوبی می‌داند که ادامه فشارهای اقتصادی می‌تواند موقعیت حزب جمهوری‌خواه را در انتخابات تضعیف کند. برخی کارشناسان هشدار می‌دهند که اگر جمهوری‌خواهان کنترل یکی یا هر دو مجلس کنگره را از دست بدهند، دولت ترامپ با بن‌بست سیاسی گسترده‌ای روبه‌رو خواهد شد و حتی احتمال آغاز روند استیضاح نیز دور از ذهن نخواهد بود.

 جنگی بدون زمینه‌سازی

یکی از مهم‌ترین انتقادهایی که به دولت ترامپ وارد می‌شود، نحوه آغاز جنگ است. منتقدان یادآوری می‌کنند که کاخ سفید پیش از حمله به ایران نه تلاش گسترده‌ای برای آماده کردن افکار عمومی انجام داد و نه موضوع را به‌طور جدی با کنگره در میان گذاشت. این در حالی است که در جنگ‌های بزرگ پیشین آمریکا، رؤسای‌جمهور به طور معمول ماه‌ها صرف اقناع افکار عمومی می‌کردند. نمونه مشهور آن، تبلیغات گسترده دولت جورج بوش پسر پیش از حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ بود. تلحمی معتقد است دولت ترامپ حتی چنین تلاشی نیز انجام نداد و جنگ تقریباً بدون مقدمه آغاز شد؛ آن هم در شرایطی که واشنگتن همچنان درگیر مذاکرات غیرمستقیم با تهران درباره پرونده هسته‌ای بود.

  تناقض بزرگ ترامپ

یکی دیگر از دلایل نارضایتی افکار عمومی به شخصیت سیاسی خود ترامپ بازمی‌گردد. او سال‌ها خود را مخالف مداخله‌های نظامی پرهزینه آمریکا در خاورمیانه معرفی کرده بود و بارها جنگ عراق و افغانستان را نمونه شکست سیاست خارجی واشنگتن دانسته بود. همین مواضع ضدجنگ یکی از عوامل مهم محبوبیت او در میان بخشی از رأی‌دهندگان بود؛ رأی‌دهندگانی که از دو دهه حضور نظامی آمریکا در خاورمیانه خسته شده بودند. اکنون اما بسیاری از همان رأی‌دهندگان با این پرسش مواجه‌اند که چگونه رئیس‌جمهوری که وعده پایان دادن به «جنگ‌های بی‌پایان» را می‌داد، خود وارد بزرگ‌ترین درگیری نظامی آمریکا در سال‌های اخیر شده است.

تحلیلگران می‌گویند مخالفت با جنگ ایران فقط به مسائل اقتصادی محدود نمی‌شود. این جنگ همزمان بحث‌های گسترده‌تری درباره روابط آمریکا و اسرائیل، هزینه‌های نظامی و نقش واشنگتن در جهان را دوباره زنده کرده است. بودجه نظامی آمریکا اکنون به مرز بی‌سابقه ۱.۵ تریلیون دلار نزدیک شده و بسیاری از رأی‌دهندگان می‌پرسند چرا در حالی که مشکلات اقتصادی و اجتماعی در داخل کشور رو به افزایش است، چنین منابع عظیمی صرف درگیری‌های خارجی می‌شود. به باور منتقدان، نارضایتی از حمایت بی‌قیدوشرط واشنگتن از اسرائیل، خستگی عمومی از مداخلات نظامی و نگرانی‌های اقتصادی، در کنار یکدیگر جبهه‌ای از مخالفت را شکل داده‌اند که می‌تواند به یکی از مهم‌ترین عوامل تعیین‌کننده انتخابات آینده آمریکا تبدیل شود.

 جنگی که به خانه‌های آمریکایی‌ها رسید

در پایان 100 روز نخست جنگ، شاید مهم‌ترین واقعیت برای دولت ترامپ این باشد که برخلاف بسیاری از درگیری‌های خارجی گذشته، این بحران دیگر برای شهروندان آمریکایی یک خبر دوردست از خاورمیانه نیست. افزایش قیمت سوخت، تورم، نگرانی از رکود اقتصادی و تردید نسبت به اهداف جنگ باعث شده است نبرد ایران از صفحه سیاست خارجی به متن زندگی روزمره آمریکایی‌ها منتقل شود. به همین دلیل، حتی اگر توپخانه‌ها در خلیج فارس خاموش شوند، پیامدهای سیاسی این جنگ تا ماه‌ها و شاید سال‌ها در واشنگتن باقی خواهد ماند؛ پیامدهایی که می‌تواند سرنوشت دولت ترامپ و آینده حزب جمهوری‌خواه را تحت تأثیر قرار دهد.

دیدگاهتان را بنویسید