رفتن به محتوای اصلی
یکشنبه ۱ شهریور ۱۴۰۵
رئیس مرکز نوآوری و توسعه هوش مصنوعی پژوهشگاه ارتباطات و فناوری اطلاعات در گفتگو با هفت صبح تاکید کرد؛

کاربرد هوش‌مصنوعی در ایران کجاست؟

۱۴۰۵-۰۶-۰۱ ۰۲:۵۳ modir 0
اشتراک‌گذاری:
هرچند هوش مصنوعی قرار نیست که جای پزشک، معلم یا کارشناس را بگیرد، بلکه می‌تواند یک دستیار باشد تا دسترسی مردم به خدمات بهتر شود. در ادامه متن کامل گفتگو را بخوانید؛

مونا موسوی: توسعه فناوری به همه بخش های زندگی نفوذ پیدا کرده و به ابزاری تبدیل شده که می‌تواند حتی در رفاه اقتصادی و اجتماعی مردم در مناطق دورافتاده نیز موثر باشد، هرچند این مسأله نیازمند زیرساخت‌های ارتباطی است که باید توسط دولت توسعه پیدا کند با این حال بهره‌گیری از ظرفیت‌های هوش مصنوعی در حال شکل دادن زیست‌بوم‌های جدیدی است که اثرات آن به زودی در جامعه نمایان خواهد شد. محمدهادی بکایی؛ رئیس مرکز نوآوری و توسعه هوش مصنوعی پژوهشگاه ارتباطات و فناوری اطلاعات در گفتگو با خبرنگار هفت صبح درباره نقش هوش مصنوعی در توسعه خدمات‌رسانی به ویژه در مناطق کمتر توسعه یافته می‌گوید هوش مصنوعی در مناطق محروم اثر بیشتری دارد.

هوش مصنوعی چگونه می‌تواند با هزینه کم در مناطق محروم استفاده شود؟ آیا اینترنت در این زمینه مانع است؟

من فکر نمی‌کنم برای استفاده از هوش مصنوعی حتماً باید اول همه زیرساخت‌ها را کامل کنیم و بعد سراغ هوش مصنوعی برویم. اتفاقاً می‌توانیم از امکاناتی که همین الان در اختیار مردم است شروع کنیم؛ مثلاً تلفن همراه، اینترنت موبایل، پیامک و مراکز خدماتی که در شهرها و روستاها وجود دارند.

مثلاً یک کشاورز لزوما نباید در مزرعه‌اش کلی دستگاه و حسگر نصب کند. ممکن است فقط با دوربین موبایلش از یک گیاه عکس بگیرد و یک سامانه هوشمند به او بگوید احتمالا چه بیماری یا آفتی دارد. یا اطلاعات هواشناسی و وضعیت بارندگی را در اختیارش بگذاریم و به او پیشنهاد کنیم چه زمانی آبیاری کند.

در مورد اینترنت هم باید یک نکته را در نظر بگیریم. طبیعتا هرچه اینترنت بهتر باشد، استفاده از خدمات هوش مصنوعی راحت‌تر است، اما همه کاربردهای هوش مصنوعی به اینترنت پرسرعت نیاز ندارند. بعضی خدمات را می‌توان از طریق پیامک، تماس صوتی یا حتی روی خود گوشی ارائه کرد.

بنابراین به نظرم راه درست این نیست که بگوییم «اول باید اینترنت همه‌جا عالی شود، بعد هوش مصنوعی را شروع کنیم». بهتر است از همین امکانات موجود استفاده کنیم و همزمان زیرساخت‌ها را هم بهتر کنیم.

اصلا مناطق محروم ایران ظرفیت استفاده از هوش مصنوعی را دارند؟ وزارت ارتباطات چه نقشی می‌تواند داشته باشد؟

بله، اتفاقاً من فکر می‌کنم در بعضی مناطق محروم، هوش مصنوعی حتی می‌تواند اثر بیشتری داشته باشد. دلیلش هم خیلی ساده است. فرض کنید یک روستا متخصص کشاورزی، پزشک متخصص، معلم متخصص یا کارشناس خدمات دولتی در دسترس نداشته باشد. اگر بتوانیم بخشی از این خدمات را با کمک یک سامانه هوشمند در اختیار مردم قرار دهیم، ارزش آن خیلی بیشتر از جایی است که همین خدمات از قبل به راحتی در دسترس هستند. البته منظورم این نیست که هوش مصنوعی قرار است جای پزشک، معلم یا کارشناس را بگیرد. قرار است یک دستیار باشد تا دسترسی مردم به خدمات بهتر شود.

در مورد وزارت ارتباطات هم قاعدتا نباید همه این سامانه‌ها را حاکمیت بسازد. نقش دولت بیشتر باید این باشد که هزینه استفاده از هوش مصنوعی را پایین بیاورد و زیرساخت لازم را فراهم کند. مثلا اگر یک شرکت یا دانشگاه بخواهد برای کشاورزی یک سامانه هوشمند بسازد، نباید مجبور باشد خودش تجهیزات پردازشی بسیار گران بخرد. می‌توان یک زیرساخت پردازشی مشترک ایجاد کرد تا مجموعه‌های مختلف از آن استفاده کنند.

همچنین داده‌های عمومی مثل اطلاعات هواشناسی، نقشه‌ها، اطلاعات کشاورزی و بعضی اطلاعات خدمات عمومی، اگر با رعایت مسائل امنیتی و حریم خصوصی در اختیار کسب‌وکارها و پژوهشگران قرار بگیرد، می‌تواند زمینه ایجاد خیلی از خدمات جدید را فراهم کند. خلاصه اینکه به نظرم وظیفه دولت این نیست که برای هر مسئله یک سامانه هوش مصنوعی بسازد؛ وظیفه اصلی این است که راه را برای کسانی که می‌خواهند این مسائل را حل کنند، هموار کند.

 هوش مصنوعی چقدر می‌تواند به استارتاپ‌ها و کسب‌وکارهای کوچک ایرانی کمک کند؟

خیلی زیاد؛ شاید مهم‌ترین اتفاقی که هوش مصنوعی برای کسب‌وکارهای کوچک ایجاد کرده همین باشد که یک تیم کوچک می‌تواند کارهایی را انجام دهد که قبلاً به نیروی انسانی بیشتری نیاز داشت.

مثلاً یک تیم سه یا چهار نفره می‌تواند برای برنامه‌نویسی، تولید محتوا، طراحی اولیه، ترجمه، پاسخگویی به مشتری، تحلیل اطلاعات و حتی ساخت نمونه اولیه محصول از هوش مصنوعی کمک بگیرد.

این موضوع برای ایران خیلی مهم است، چون بسیاری از کسب‌وکارهای ما با مشکل هزینه نیروی انسانی، زمان و دسترسی به متخصص مواجه هستند.

اما یک نکته را هم باید در نظر گرفت؛ هوش مصنوعی قرار نیست یک کسب‌وکار ضعیف را به یک کسب‌وکار موفق تبدیل کند. اگر کسی بازار را نشناخته باشد، مشتری نداشته باشد یا نداند دقیقا چه مشکلی را می‌خواهد حل کند، هوش مصنوعی فقط کمک می‌کند با سرعت بیشتری همان اشتباه را انجام دهد!

پس مزیت اصلی هوش مصنوعی این است که شروع کردن را ارزان‌تر و سریع‌تر می‌کند. یک تیم کوچک می‌تواند ایده‌اش را سریع‌تر آزمایش کند و اگر جواب گرفت، آن را توسعه دهد.

 یکی از حوزه‌هایی که زیاد درباره آن صحبت می‌شود کشاورزی است. آیا واقعاً می‌توان با هزینه کم از هوش مصنوعی در کشاورزی ایران استفاده کرد؟

بله، و به نظرم کشاورزی یکی از جدی‌ترین حوزه‌هایی است که می‌توانیم از آن شروع کنیم. البته من اگر بخواهم چنین کاری را در یک منطقه محروم اجرا کنم، از طرح‌های خیلی پیچیده و گران شروع نمی‌کنم. مثلاً می‌توانیم یک سامانه ساده داشته باشیم که کشاورز با موبایل از گیاه عکس بگیرد و سامانه احتمال بیماری یا آفت را تشخیص دهد. یا با استفاده از اطلاعات هواشناسی، وضعیت بارندگی و اطلاعات مربوط به زمین، به کشاورز بگوید چه زمانی احتمال سرمازدگی بیشتر است یا چه زمانی آبیاری منطقی‌تر است. حتی می‌توان یک دستیار صوتی ایجاد کرد که کشاورز سوالش را با زبان ساده بپرسد و جواب بگیرد. این موضوع در مناطق روستایی اهمیت زیادی دارد، چون قرار نیست همه کاربران با نرم‌افزارهای پیچیده کار کنند.

اتفاقا یکی از مزیت‌های هوش مصنوعی همین است که می‌توانیم رابط استفاده از فناوری را خیلی ساده کنیم. کاربر لازم نیست بداند پشت صحنه چه مدلی کار می‌کند؛ فقط سوالش را می‌پرسد و جواب می‌گیرد. بعد اگر دیدیم این خدمات واقعا برای کشاورز ارزش ایجاد می‌کند، می‌توانیم سراغ فناوری‌های پیشرفته‌تر مثل حسگر، پهپاد و کشاورزی دقیق برویم.

 اگر بخواهیم با کمترین هزینه از هوش مصنوعی در ایران استفاده کنیم، از کجا باید شروع کنیم؟

به نظرم باید از جاهایی شروع کنیم که یک مشکل واقعی وجود دارد و هوش مصنوعی می‌تواند بخشی از آن را حل کند. مثلا کشاورزی یکی از این حوزه‌هاست؛ تشخیص آفت، پیش‌بینی وضعیت هوا، کمک به آبیاری و ارائه مشاوره.

آموزش حوزه مهم دیگری است. می‌توانیم برای معلم‌ها دستیار هوشمند داشته باشیم؛ مثلا در طراحی تمرین، آماده‌سازی محتوای آموزشی، پاسخ به سوالات دانش‌آموزان و شناسایی نقاط ضعف دانش‌آموز کمک کند. این موضوع به‌خصوص برای مدارس مناطق کم‌برخوردار مهم است؛ چرا که ممکن است دسترسی به بعضی معلم‌ها و متخصصان آموزشی محدودتر باشد.

حوزه بعدی سلامت است. هوش مصنوعی می‌تواند در کارهایی مثل غربالگری اولیه، مدیریت پرونده‌ها و کمک به کادر درمان استفاده شود. البته در حوزه پزشکی باید خیلی محتاط باشیم و تصمیم نهایی را به پزشک و نیروی متخصص بسپاریم.

یک حوزه مهم دیگر هم خدمات دولتی است. خیلی از مردم برای انجام یک کار اداری ساده نمی‌دانند باید به کجا مراجعه کنند، چه مدرکی لازم دارند یا چه مراحلی را طی کنند. یک دستیار هوشمند می‌تواند این اطلاعات را خیلی ساده در اختیار آنها قرار دهد. حتی برای کسب‌وکارهای کوچک هم کاربردهای ساده‌ای وجود دارد؛ مثلا حسابداری اولیه، پاسخ به مشتری، تولید محتوای تبلیغاتی، فروش اینترنتی و تحلیل اطلاعات فروش است. بنابراین لازم نیست از همان ابتدا پروژه‌های چند صد میلیارد تومانی تعریف کنیم. گاهی یک خدمت ساده که یک مشکل واقعی را حل کند، می‌تواند اثر بیشتری داشته باشد.

 در نهایت، اگر بخواهید خیلی ساده بگویید هوش مصنوعی چه کمکی می‌تواند به مناطق محروم ایران بکند، چه می‌گویید؟

اگر بخواهم خیلی ساده بگویم، هوش مصنوعی می‌تواند تا حدی فاصله مردم مناطق محروم با خدمات و متخصصان را کمتر کند. قرار نیست هوش مصنوعی جای آدم‌ها را بگیرد، بلکه قرار است کاری کند که یک کشاورز راحت‌تر مشاوره بگیرد، یک دانش‌آموز در یک منطقه کم‌برخوردار به آموزش بهتر دسترسی داشته باشد، یک بیمار اطلاعات اولیه بهتری دریافت کند یا یک شهروند راحت‌تر بفهمد برای دریافت یک خدمت دولتی باید چه کاری انجام دهد.

به نظرم اشتباه است که برای استفاده از هوش مصنوعی حتما منتظر بمانیم همه چیز ایده‌آل شود. ما در ایران همین الان تلفن همراه، شبکه ارتباطی، مراکز خدماتی، دانشگاه‌ها، شرکت‌های دانش‌بنیان و نیروی انسانی متخصص داریم. می‌توانیم هوش مصنوعی را روی همین امکانات سوار کنیم و قدم‌به‌قدم جلو برویم.

اگر بخواهم فقط سه کار را پیشنهاد کنم، می‌گویم:

اول، دستیار هوشمند کشاورزی برای روستاها، دوم، دستیار هوشمند آموزشی برای مدارس مناطق کم‌برخوردار و سوم، دستیار هوشمند خدمات عمومی برای مردم موثر هستند.

مزیت این سه حوزه این است که لازم نیست از ابتدا سرمایه‌گذاری بسیار سنگینی انجام دهیم و در عین حال می‌توانیم نتیجه را هم اندازه‌گیری کنیم؛ مثلاً ببینیم هزینه یا زمان دریافت یک خدمت چقدر کم شده، میزان تولید کشاورز چقدر تغییر کرده یا وضعیت یادگیری دانش‌آموزان چقدر بهتر شده است.

در نهایت، به نظرم یک جمله کلیدی وجود دارد: در مناطق محروم، نباید از فناوری شروع کنیم؛ باید از مشکل مردم شروع کنیم. اگر مشکل را درست پیدا کنیم، آن وقت می‌توانیم ببینیم هوش مصنوعی کجا واقعا به درد می‌خورد و کجا اصلاً نیازی به آن نداریم.

برای مطالعه جدیدترین تحلیل‌ها و رویدادهای اقتصادی، به سایت سرمایه فردا مراجعه کنید.

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *