طلا و نفت در تقاطع سیاست پولی و ریسکهای ژئوپلیتیک

رحیم کاظمی: نشست کمیته بازار آزاد فدرال رزرو (FOMC) در روز چهارشنبه، مهمترین رویداد اقتصادی هفتهٔ پیشروست. با وجود آنکه بازار احتمال افزایش ۲۵ واحد پایهای نرخ بهره را چندان قطعی نمیداند، همین ابهام کافی است تا فعالان بازار محتاطانه عمل کنند. نگرانی اصلی این است که فدرال رزرو سیاست انقباضی را طولانیتر از انتظار حفظ کند و زمانبندی کاهش نرخ بهره را به عقب براند. از منظر سرمایهگذاری، این سناریو برای طلا دوگانه است: از یک سو نرخ بهره بالاتر هزینهٔ فرصت نگهداری دارایی بدون بازده مانند طلا را افزایش میدهد و فشار نزولی وارد میکند؛ از سوی دیگر، هرگونه تردید دربارهٔ ثبات اقتصادی میتواند دوباره تقاضای پوششی برای طلا را تحریک کند.
ریسک ژئوپلیتیک تنگهٔ هرمز و بازتاب آن در انرژی
تنگهٔ هرمز کماکان نقطهٔ کانونی ریسک در بازار انرژی جهانی است. با توجه به عبور روزانه حدود ۱۵ میلیون بشکه نفت از این مسیر پیش از تنشهای اخیر، هرگونه اختلال در تردد نفتکشها اثر مستقیم بر عرضهٔ جهانی نفت دارد. اتکای فزایندهٔ تولیدکنندگان منطقه به خطوط لولهٔ جایگزین، که ظرفیت کافی برای جبران کامل توقف تنگهٔ هرمز را ندارند، نشان میدهد بازار انرژی همچنان در وضعیت شکنندهای قرار دارد؛ حتی اگر در کوتاهمدت آرامش نسبی برقرار باشد.
رابطهٔ معکوس نفت و طلا در شرایط فعلی
توقف موقت درگیریهای میان آمریکا و ایران باعث افت قابلتوجه قیمت نفت شده است؛ برنت با کاهش ۴.۸۷ درصدی به ۸۳.۶۶ دلار و وست تگزاس اینترمدیت به ۷۸.۴۹ دلار در هر بشکه رسیدهاند. این افت قیمت انرژی از یک منظر، فشارهای تورمی را کاهش داده و بازده اوراق خزانهداری آمریکا را نیز پایین آورده است؛ عاملی که معمولاً به نفع طلا تمام میشود، چرا که کاهش بازده واقعی جذابیت نسبی طلا را در برابر داراییهای مولد بهره افزایش میدهد.
چشمانداز سرمایهگذاری
با این حال، تا زمانی که وضعیت کشتیرانی در تنگهٔ هرمز به حالت عادی بازنگردد، صرف ریسک ژئوپلیتیکی همچنان کف قیمتی برای طلا فراهم میکند. در نتیجه، مسیر کوتاهمدت طلا احتمالاً بهشدت به دو متغیر وابسته خواهد بود: نتیجه و لحن نشست فدرال رزرو در روز چهارشنبه، و روند تحولات میدانی در خاورمیانه. برای سرمایهگذاران محافظهکار، حفظ پوزیشنهای طلا بهعنوان ابزار پوشش ریسک همچنان توجیهپذیر است، اما ورود تهاجمی تا روشنشدن مسیر نرخ بهره توصیه نمیشود.
فروش طلای بانک مرکزی روسیه؛ تأثیر آن بر بازار جهانی طلا
بر اساس دادهها، بانک مرکزی روسیه در نیمهٔ نخست ۲۰۲۶ حدود ۴۴ تن (۱.۴ میلیون اونس) از ذخایر طلای خود را فروخته و این ششمین ماه متوالی کاهش ذخایر طلای این کشور محسوب میشود. این روند پس از دو دهه خرید مستمر (بیش از ۱۹۰۰ تن بین ۲۰۰۲ تا ۲۰۲۵) رخ داده و بزرگترین افت ذخایر طلای روسیه از سال ۲۰۰۲ تاکنون است.
علل اصلی فروش
۱. کسری بودجهٔ دولت: کسری بودجهٔ روسیه تا پایان مارس به ۴.۶ تریلیون روبل رسیده و بدون فروش طلا ممکن بود از ۵ تریلیون روبل عبور کند. این نشان میدهد فروش طلا عمدتاً یک اقدام مالی داخلی برای پوشش هزینههای جنگ و تحریمهاست، نه یک تصمیم استراتژیک در بازار جهانی طلا.
۲. بازآرایی ذخایر ارزی: بخشی از درآمد فروش طلا صرف خرید یوآن چین شده که نشاندهندهٔ گرایش روسیه به «دلاریزدایی» و اتکای بیشتر به شریک تجاری چین است.
۳. تقاضای داخلی بالا: با ۳۵۰ درصد رشد حجم معاملات طلا در بورس مسکو، بخشی از عرضهٔ داخلی صرف تأمین نیاز شهروندان روس برای حفظ ارزش دارایی در برابر تورم و تحریم شده است.
چرا این خبر برای بازار جهانی طلا «مهم اما نه تعیینکننده» است
از منظر تحلیلی، چند نکتهٔ کلیدی باید در نظر گرفته شود:
حجم نسبتاً کوچک: ۴۴ تن در برابر تقاضای جهانی سالانهٔ طلا (که در حدود ۴۰۰۰-۴۵۰۰ تن تخمین زده میشود) رقمی محدود است. حتی بانکهای مرکزی بهعنوان یک گروه، خالص خریدار طلا در سالهای اخیر بودهاند، بنابراین فروش روسیه بهتنهایی نمیتواند روند صعودی چندسالهٔ قیمت طلا را معکوس کند.
کانال فروش غیرمستقیم: بخش عمدهٔ طلا از طریق بورس و OTC به بانکهای داخلی روسیه فروخته شده، نه در بازارهای بینالمللی مثل لندن یا نیویورک. این یعنی تأثیر مستقیم و آنی بر عرضهٔ جهانی محدودتر از آن است که در نگاه اول به نظر میرسد.
جبران توسط صادرات به چین: بخشی از طلای خارجشده از ذخایر رسمی، از طریق صادرات فلزات گرانبها (که ۸۰ درصد رشد داشته) به بازار چین وارد میشود؛ یعنی این طلا از چرخه کاملاً خارج نمیشود، بلکه از دست دولت روسیه به دست خریداران چینی و مصرفکنندگان داخلی منتقل میشود.
وضعیت فعلی قیمت انس طلا
دادههای اخیر بازار نشان میدهد قیمت انس طلا این روزها در محدودهٔ حدود ۴۱۲۱ دلار قرار دارد که نسبت به سال گذشته حدود ۲۳ درصد رشد داشته. با این حال بازار در هفتههای اخیر نوسان قابلتوجهی داشته؛ قیمت طلا در میانهٔ ژوئیه حتی به زیر مرز ۴۰۰۰ دلار عقبنشینی کرد و برخی تحلیلهای بانکی احتمال اصلاح بیشتر تا محدودهٔ ۳۶۰۰ دلار در ماههای آینده را مطرح کردهاند، هرچند این پیشبینیها متفاوت و بحثبرانگیزند. در مقابل، برخی منابع دیگر از تنشهای ژئوپلیتیک (بهویژه در خاورمیانه) بهعنوان عامل فشار صعودی و نوسان شدید در قیمت طلا یاد کردهاند.
نکتهٔ مهم این است که عوامل اصلی تعیینکنندهٔ روند قیمت انس طلا در حال حاضر، ریسکهای ژئوپلیتیک خاورمیانه، سیاست نرخ بهرهٔ فدرال رزرو و دادههای تورم آمریکا هستند، نه فروش تدریجی ذخایر روسیه. فروش طلای روسیه بیشتر یک عامل حاشیهای و نمادین در تحلیلهای بازار محسوب میشود.
فروش طلای بانک مرکزی روسیه بازتابی از فشار مالی ناشی از جنگ و تحریمهاست، نه یک سیگنال بازاری برای کاهش تقاضای جهانی طلا. با توجه به:
· حجم محدود فروش نسبت به بازار جهانی،
· ادامهٔ خرید طلا توسط سایر بانکهای مرکزی (بهویژه چین و کشورهای در حال توسعه) بهعنوان بخشی از روند دلاریزدایی،
· و تقاضای بالای داخلی و منطقهای (روسیه و چین) که بخشی از این طلا را جذب میکند،
در مجموع میتوان گفت این خبر بهتنهایی تأثیر محسوسی بر جهتگیری بلندمدت قیمت انس طلا نخواهد داشت، هرچند میتواند در تحلیلهای کوتاهمدت بهعنوان یکی از عوامل فرعی مؤثر بر عرضه ذکر شود. روند اصلی قیمت طلا همچنان توسط عوامل کلاناقتصادی و ژئوپلیتیکی بزرگتر هدایت میشود.
وضعیت فلزات گرانبها
در معاملات عصر جمعه، طلای نقدی با رشدی جزئی حدود ۴٬۰۵۲ دلار در هر اونس معامله شد و نقره نیز با افزایشی محسوستر به بیش از ۵۸ دلار رسید. طلا اگرچه توانست بالاتر از کف قیمتی روز پنجشنبه بایستد، همچنان در برابر سقف مقاومتی ۴٬۰۸۰ تا ۴٬۱۴۰ دلار ناتوان مانده است. این الگو نشان میدهد بازار در یک فاز تثبیت و انتظار قرار دارد، نه یک روند صعودی قطعی. نقره نیز با وجود بازگشت از افت اخیر، هنوز به ناحیهٔ مقاومتی بالای ۵۹ دلار نرسیده و رفتار آن همچنان همبسته با طلا ارزیابی میشود.
عوامل بنیادی مؤثر
دو نیروی متضاد در حال کششوقوس با یکدیگرند. از یک سو، کاهش بازده اوراق خزانهٔ ۱۰ سالهٔ آمریکا از بالاترین سطح ۱۸ ماه اخیر، فشار هزینهٔ فرصت نگهداری طلا را کاهش داده و از این فلز حمایت کرده است. از سوی دیگر، ثبات نسبی شاخص دلار در نزدیکی سطوح بالا، مانع از جهش بیشتر قیمت شده است. دادههای اقتصادی تازهٔ آمریکا، از جمله رشد فعالیتهای تجاری به بالاترین سطح هشتماهه و پایین ماندن آمار بیکاری، تصویری از یک اقتصاد نسبتاً مقاوم ترسیم میکنند؛ موضوعی که بخشی از انتظارات کاهش نرخ بهرهٔ ناشی از گزارشهای تورمی پیشین را خنثی کرده است.
ریسک ژئوپلیتیک و نفت
تحولات تنگهٔ هرمز همچنان بهعنوان مهمترین متغیر غیرقابلپیشبینی بازار شناخته میشود؛ منطقهای که کیتکو آن را «باز اما تحت فشار نظامی و دیپلماتیک شدید» توصیف کرده است. عقبنشینی قیمت نفت برنت و WTI پس از جهش روز پنجشنبه، نشانهای از کاهش موقت نگرانی جنگی است، اما تداوم درگیریهای محدود میان آمریکا و ایران و تهدیدهای حوثیها علیه کشتیرانی، ریسک را کاملاً از میان نبرده است. این وضعیت دوگانه، هم میتواند تقاضای پناهگاه امن برای طلا را تقویت کند و هم در صورت جهش دوبارهٔ نفت، از طریق افزایش انتظارات تورمی، مانع رشد بیشتر طلا شود.
چشمانداز تکنیکال و رویدادهای پیشرو
از نظر تکنیکال، عبور طلا از سطح ۴٬۰۸۰ دلار شرط لازم برای ادامهٔ روند صعودی به سمت ۴٬۱۴۰ و ۴٬۲۰۰ دلار است؛ در غیر این صورت، ریزش به سمت ۴٬۰۲۱ و حتی ۳٬۹۶۵ دلار محتمل خواهد بود. نقره نیز در آستانهٔ آزمون میانگین متحرک ۱۰۰ روزه در ۵۹.۲۳ دلار قرار دارد. هفتهٔ پیشرو با تصمیم نرخ بهرهٔ فدرال رزرو، انتشار آمار تولید ناخالص داخلی و شاخص تورمی PCE، میتواند جهتگیری کوتاهمدت بازار طلا و نقره را مشخص کند.
واکنش قیمت طلا پس از انتشار دادههای تورمی آمریکا
قیمت طلا روز سهشنبه با انتشار آمار تورم آمریکا که پایینتر از پیشبینی بازار بود، جهشی قابلتوجه را تجربه کرد. قراردادهای آتی طلا با رشد ۱.۶ درصدی به ۴,۰۷۰.۳۰ دلار رسید و قیمت لحظهای نیز به همین میزان افزایش یافت. نکتهٔ قابلتوجه این است که طلا در ابتدای روز تا پایینترین سطح خود از اول ژوئیه سقوط کرده بود، اما با انتشار گزارش تورمی، روند بهطور کامل معکوس شد.
عوامل بنیادی محرک بازار
دادههای تازه نشان داد نرخ تورم سالانهٔ آمریکا در ژوئن به ۳.۵ درصد رسیده که نسبت به ۴.۲ درصد ماه مه کاهش محسوسی داشته است. مهمتر از شاخص عمومی، تورم هسته که نوسانات انرژی و غذا را حذف میکند و معیار اصلی تصمیمگیری فدرال رزرو محسوب میشود، در ژوئن بدون تغییر باقی ماند؛ در حالی که ماه پیش از آن ۰.۲ درصد رشد کرده بود. این ثبات سیگنالی قوی از کاهش فشارهای تورمی زیربنایی است و استدلال برای ادامهٔ سیاست انقباضی فدرال رزرو را تضعیف میکند. به گفتهٔ تحلیلگران بازار، این ترکیب دادهای احتمال افزایش نرخ بهره در نشستهای ژوئیه و سپتامبر فدرال رزرو را بهطور محسوسی کاهش داده است. واکنش فوری بازار نیز در قالب بستن موقعیتهای معاملاتی مبتنی بر انتظار افزایش نرخ در نشست ۲۸ و ۲۹ ژوئیه مشاهده شد. همزمان، شاخص دلار آمریکا ۰.۶ درصد افت کرد که با ارزانتر شدن طلا برای خریداران دارای سایر ارزها، فشار خرید اضافی بر این فلز وارد کرد.
رابطهٔ طلا با سیاست پولی
در ماههای اخیر، حرکت قیمت طلا بیش از آنکه تابع تحولات ژئوپلیتیکی باشد، به انتظارات مربوط به مسیر نرخ بهره در آمریکا گره خورده است. افزایش احتمال بالا رفتن نرخ بهره معمولاً با تقویت بازده اوراق قرضه و دلار، جذابیت نگهداری طلا را کاهش میدهد؛ اما این بار، تضعیف چشمانداز انقباض پولی مسیر معکوسی را رقم زد و به موتور اصلی رشد قیمت طلا تبدیل شد.
نگاه تکنیکال به قیمت انس جهانی
از منظر نموداری، رفتار قیمتی روز سهشنبه الگویی معنادار ایجاد کرد. افت اولیه تا کفهای اول ژوئیه و سپس بازگشت کامل قیمت، معمولاً در نمودار روزانه به شکل یک سایهٔ بلند پایینی ظاهر میشود؛ الگویی که نشانهٔ ناتوانی فروشندگان در تثبیت قیمتهای پایین و ورود قدرتمند تقاضا تلقی میشود. در صورت عبور قیمت از سطح ۴,۰۷۰ دلار، طلا در آستانهٔ محدودهٔ مقاومتی ۴,۱۰۰ تا ۴,۱۵۰ دلار قرار خواهد گرفت که در هفتههای اخیر کانون اصلی درگیری خریداران و فروشندگان بوده است. شکست قطعی و تثبیت بالای این محدوده میتواند زمینهساز شروع یک موج صعودی تازه باشد، در غیر این صورت احتمال دارد رشد اخیر صرفاً واکنشی مقطعی به دادهٔ تورمی باقی بماند.
چشمانداز و ریسکها
کانون توجه بازار اکنون به نشست ۲۸ و ۲۹ ژوئیهٔ فدرال رزرو معطوف شده و انتظارات برای افزایش نرخ در این نشست تقریباً از میان رفته است. با این حال، باید احتیاط کرد؛ یک گزارش تورمی به تنهایی برای اثبات پایان روند تورمی کافی نیست و فدرال رزرو پیشتر نیز بر اساس کاهشهای موقتی تورم دچار خوشبینی زودهنگام شده بود. با این وجود، در شرایط کنونی، تغییرات حاشیهای در انتظارات بازار بهوضوح به نفع طلا رقم خورده است.
نگاهی به قیمت نفت از منظر وضعیت بازار انرژی آمریکا
دادههای مؤسسهٔ نفت آمریکا از تداوم روند کاهشی ذخایر نفت خام تجاری حکایت دارد؛ افت ۵۶۴ هزار بشکهای در هفتهٔ منتهی به ۱۰ ژوئیه، در ادامهٔ کاهش ۳۹۹ هزار بشکهای هفتهٔ پیش از آن رخ داده است. نکتهٔ کلیدی، فاصلهٔ میان کاهش شدید ذخایر تجاری (بیش از ۶۰ میلیون بشکه طی ۱۲ هفتهٔ اخیر) و کاهش محدودتر کل ذخایر از ابتدای سال (۹.۲ میلیون بشکه) است. این فاصله نشان میدهد بخش بزرگی از کسری ذخایر تجاری با برداشت پیوسته از ذخایر راهبردی جبران شده است؛ سیاستی که اکنون به مرز حساسیت رسیده، چرا که ذخایر راهبردی با افت به ۳۱۶.۵ میلیون بشکه، کمترین سطح در بیش از چهار دههٔ اخیر را ثبت کرده و تنها حدود ۶۶ میلیون بشکه با آستانهٔ بحرانی عملیاتی (۲۵۰ تا ۳۰۰ میلیون بشکه) فاصله دارد. ادامهٔ این مسیر میتواند توان مانور واشنگتن در مواجهه با شوکهای احتمالی عرضه را بهطور جدی محدود کند.
تولید در برابر کاهش ذخایر
در نقطهٔ مقابل کاهش ذخایر، تولید نفت آمریکا همچنان روند صعودی خود را حفظ کرده و به ۱۳.۸۶ میلیون بشکه در روز رسیده؛ رشدی ۴۷۵ هزار بشکهای نسبت به مدت مشابه سال گذشته. این همزمانی گویای آن است که افت ذخایر بیش از آنکه ناشی از ضعف عرضه باشد، معلول قدرت تقاضای داخلی و صادرات است؛ تمایزی که برای تفسیر درست جهتگیری قیمتها ضروری است.
واکنش قیمتها به ریسک ژئوپلیتیک
رشد همزمان نفت برنت (۲.۲۴ درصد، تا ۸۵.۱۷ دلار) و WTI (۱.۹۲ درصد، تا ۷۹.۶۴ دلار) عمدتاً از تشدید تنشهای آمریکا و ایران نشأت گرفته، نه صرفاً از دادههای ذخایر. این موضوع تأیید میکند که در شرایط فعلی، صرف ریسک ژئوپلیتیک بر عوامل بنیادین بازار غلبه دارد.
فرآوردههای نفتی: بنزین و میان تقطیر
کاهش پیاپی ذخایر بنزین (۱.۶۶۴ میلیون بشکه) و فاصلهٔ ۶ درصدی آن از میانگین پنجساله، تقاضای قوی فصل تابستان را بازتاب میدهد. در مقابل، افزایش غیرمنتظرهٔ ۲.۳ میلیون بشکهای ذخایر میان تقطیر پس از کاهش هفتهٔ پیشین، میتواند نشانهای از تضعیف موقت تقاضای صنعتی یا حملونقل سنگین باشد، هرچند این ذخایر همچنان ۱۲ درصد پایینتر از سطح عادی است.
افزایش ۲۳۸ هزار بشکهای ذخایر کوشینگ، پس از کاهش هفتهٔ قبل، میتواند به کاهش موقت فشار در بازار فیزیکی تحویل قراردادهای WTI تعبیر شود.
پیشبینی روند قیمت نفت
با توجه به ترکیب این دادهها، روند کوتاهمدت قیمت نفت بهسمت صعود یا حداقل ثبات در سطوح فعلی متمایل است. تنگی مستمر ذخایر تجاری و بنزین، همراه با کاهش تاریخی ذخایر راهبردی که ابزار مداخلهٔ دولت را محدود کرده، زمینهٔ لازم برای فشار صعودی را فراهم میکند؛ در حالی که تشدید تنشهای آمریکا و ایران بهعنوان محرک غالب، احتمال جهشهای ناگهانی قیمت را افزایش میدهد. با این حال، رشد پیوستهٔ تولید داخلی آمریکا نقش یک سقف طبیعی را ایفا میکند و از شدت افزایش قیمتها در میانمدت میکاهد. بنابراین، سناریوی محتمل، نوسان قیمت در کانالی صعودی با نوسانات شدید کوتاهمدت متأثر از اخبار ژئوپلیتیک است، مگر آنکه کاهش قابلتوجه تنشهای منطقهای یا جهش غیرمنتظرهٔ تولید، این روند را معکوس کند.
