ناگهان صدای شلیک گلولههای پیدرپی مردان مسلح و عربده کشی ممتد آنها، فضای شهر را مملو از وحشت کرد
به گزارش سرمایه فردا، خون بیگناه پایمال نمیشود. این جمله معروف گاهی در حد یک ضربالمثل گذرا و سطحی مصرف میشود اما در مقابل در رسیدگی به برخی پروندههای قضایی آنچنان رازگشایی از معمای جنایت شگفتانگیز است که عمق حقیقت این جمله آشکار میشود. مثل رازگشایی از پرونده قتل مرد طلافروش شهریاری که بعد از گذشت ۱۵ سال از قتل، بالاخره جنایتکاران شناسایی شدند.
اواسط سال ۱۳۹۰ در یکی از غروبهای تابستان شهریار، در حالی که خیابانها پر بودند از ولوله تردد عابرین؛ ناگهان صدای شلیک گلولههای پیدرپی مردان مسلح و عربده کشی ممتد آنها، فضای شهر را مملو از وحشت کرد.عابرین و رهگذران جیغهای از سر ترس سر میدادند و در یک چشم برهم زدن همه چشمها به سمت طلافروشی نبش خیابان دوخته شد که سارقان مسلح به آنجا حمله کرده بودند.
مردم و کسبه سعی کردند که به مرد طلافروش برای نجات جانش و اموالش کمک کنند و نزدیک مغازه شدند.آنها باورشان نمیشد که با شلیک بیرحمانه سارقان مواجه شوند و در حالی که آن لحظات آکنده از التهاب بود، وقتی سارقان اسلحه را به سمت مردم نشانه رفتند؛ آنها با وحشت از مغازه فاصله گرفتند.
در همان حال شاهدان ماجرا چشمشان به صاحب مغازه طلافروشی بود که برای حفظ اموال خود، مقاومت میکرد. سارقان نیز میدانستند که در میان جمعیت حتما افرادی موضوع را به پلیس اطلاع دادهاند. برای همین فرصت خود را برای سرقت طلا و جواهرات محدود میدانستند.آنها سعی داشتند با ارعاب و تهدید، صاحب مغازه را وادار به شکستن مقاومت کنند اما زمانی که موفق نشدند، جلوی چشم ناظران ماجرا او را به رگبار بستند و با شلیک ۱۵ گلوله به قتل رساندند.
مرد طلافروش در دم جان باخت و تلاش کارآگاهان پلیس برای ردیابی عاملان جنایت آغاز شد. اما با توجه به اینکه در آن سالها ابزار ردگیری مثل دوربینهای شهری، به اندازه الان پیشرفته نبود؛ متهمان موفق به فرار شدند.با این حال پرونده مفتوح مانده و تحقیقات جنایی ادامه داشت تا اینکه چندی قبل، یک زندانی از بند سارقان با مراجعه به ماموران راز هولناکی را برملا کرد.
این فرد گفت: «چند شب قبل با همبندیهایمان دور هم جمع شده بودیم و صحبت میکردیم. هر کس از سوابق خود میگفت تا اینکه در این میان یک سارق به نام شاهرخ، شروع کرد به مسخره کردن ما و میگفت شما همگی دلهدزد هستید اما من یک دزد خفن هستم که حتی برای سرقت،آدم کشتهام.»
این فرد ادامه داد: «ما در ابتدا گمان کردیم که شاهرخ لاف میزند و او را دست انداختیم و به او گفتیم قطعا خالی میبندی.»
اما شاهرخ که دید زندانیها حرفهایش را باور نکردند عصبانی شد و سیر تا پیاز ماجرا را تعریف کرد:«شاهرخ گفت از سالها قبل عضو یک باند سرقت چهار نفره بوده تا اینکه سال ۹۰ دستگیر شده بود.»به گفته خودش بعد از اینکه چند ماه که در زندان ماند تقاضای مرخصی کرد و در ایام مرخصی نقشه سرقت مسلحانه از یک طلافروشی در شهریار را طراحی و اجرا کردند. با این سرنخ که در اختیار ماموران قرار گرفت، بازجویی شاهرخ به اتهام قتل و سرقت مسلحانه آغاز شد.
متهم در فاز جدید بازجوییها منکر هرگونه ارتباط با قتل مرد طلافروش شد اما تعدادی دیگر از زندانیان شهادت دادند که شاهرخ ماجرای شرکت در سرقت منجر به مرگ را بازگو کرده است.در همین حال تعدادی از شاهدان قتل مرد طلافروش با حضور نزد ماموران جنایی؛ اعلام کردند که به رغم گذشت چند سال هنوز چهره شاهرخ را به یاد دارند و او را به عنوان یکی از سارقان مسلح که به مرد طلافروش شلیک کرد معرفی کردند.
همچنین بررسی سوابق شاهرخ مهر تائیدی بر زندانی شدن او در سال ۹۰ و همچنین مرخصی او همزمان با وقوع جنایت زد.به این ترتیب پرونده متهم در حالی که تلاش برای دستگیری همدستان او ادامه دارد جهت رسیدگی به شعبه هشتم دادگاه کیفری یک استان تهران ارجاع شد.طی گذشت چند سال از وقوع قتل، یکی از اولیای دم فوت کرده و پس از شناسایی ورثه و انجام روال قانونی انحصار وراثت؛ شاهرخ به اتهام مشارکت در قتل و شرکت در سرقت مسلحانه پای میز محاکمه خواهد رفت.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا