رانندگان تاکسی خطی بهدلیل ساختار حقوقی، هنوز از پوشش کامل و پایدار بیمه بازنشستگی برخوردار نشدهاند.
سارا خادمی: داستان رانندگی در شهرهای بزرگ ایران، مخصوصاً تهران، دیگر فقط یک شغل ساده برای کسب درآمد نیست؛ بلکه یک جنگ هرروزه با ترافیک، استرس، دود و البته قوانین خشک اداری است. وقتی به دنیای رانندگی نگاه میکنیم، دو طیف کاملاً متفاوت داریم: یک طرف رانندگان خطی هستند که با سازمان تاکسیرانی در ارتباطاند و طرف دیگر رانندگان تاکسیهای اینترنتی که در دنیای جدید پلتفرمها فعالیت میکنند. اما یک نقطه مشترک بزرگ بین این دو گروه وجود دارد و آن «غصه بیمه و آینده» است. هدف روی کاغذ خیلی زیباست؛ اینکه رانندهای که تمام جوانیاش را در ترافیک میگذراند، در دوران پیری دستش خالی نباشد. اما وقتی این ایدهها میخواهند به واقعیت تبدیل شوند، راننده میبیند که بین وعدههای مسئولان و واقعیتهای جیبش، یک فاصله خیلی زیاد است.
اگر بخواهیم منصفانه به موضوع نگاه کنیم، باید دید که در سیستم حملونقل پایتخت، یک تفاوت عمیق و شاید ناعادلانه بین رانندگان تاکسی و رانندگان اتوبوس یا مترو وجود دارد. در مترو و اتوبوس، سرمایه در دست شهرداری است و رانندگان کارمند شهرداری محسوب میشوند؛ یعنی حقوقشان مشخص است و بیمهشان توسط سازمان پرداخت میشود اما در تاکسیرانی، قصه کاملاً متفاوت و سختتر است. اینجا راننده هم مالک است و هم کارگر. تمام سرمایه، یعنی خودرو و تمام هزینههای نگهداری، تعمیرات و استهلاک بر دوش خود راننده است.
در حالی که راننده تاکسی هر روز ساعتها در ترافیک میسوزد، وقتی نوبت به بیمه میرسد، با یک دیوار بلند به نام «قوانین» روبهرو میشود. علی رحیمی، مدیرعامل سازمان تاکسیرانی تهران اشاره میکند که رانندگی در تهران واقعاً طاقتفرسا است، اما مشکل اینجاست که رابطه بین راننده و سازمان، رابطه «کارگر و کارفرما» نیست. همین موضوع باعث شده که سازمان نتواند به راحتی وارد میدان شود و بیمه رانندگان را به صورت مستقیم پرداخت کند. در واقع راننده در یک فضای خاکستری قرار دارد؛ نه کاملاً کارمند است و نه کاملاً یک کاسب مستقل و همین باعث شده سالهاست بسیاری از آنها بدون بیمه بازنشستگی بمانند.
در این میان، خبرهای امیدوارکنندهای هم شنیده میشود. قرار است ۵۰ درصد هزینه بیمه رانندگان به صورت یارانه پرداخت شود. یعنی نصف راه را شهرداری بردارد تا بار مالی روی دوش راننده کمتر شود. اما باز هم میرسیم به همان مشکل همیشگی یعنی «موانع قانونی». برای اینکه این پول به دست راننده برسد و بیمهاش فعال شود، باید ابتدا دولت و وزارت کشور چراغ سبز بدهند. در حال حاضر حدود ۲۵ هزار راننده تحت پوشش هستند، اما هزاران نفر دیگر منتظرند تا این «یارانه ۵۰ درصدی» از یک وعده روی کاغذ، به یک واقعیت در دفترچه بیمه آنها تبدیل شود.
اما همانطور که گفته شد روی دیگر این سکه رانندگان تاکسیهای اینترنتی هستند. با رشد تورم و بیکاری، هر روز تعداد کسانی که به سراغ اپلیکیشنها میروند بیشتر میشود. اینجا ما با «اقتصاد پلتفرمی» طرف هستیم. در این مدل، راننده با یک اپلیکیشن کار میکند و دیگر خبری از سازمان تاکسیرانی یا خطوط مشخص نیست. سال گذشته مجلس تصمیم گرفت وارد این بازی شود و طرح «اجباری شدن بیمه رانندگان اینترنتی» را مطرح کرد. اما این تصمیم به جای اینکه حمایت باشد، تبدیل به یک کابوس شد.
تصور کنید قانونی میآید که میگوید ۴ درصد از کرایه هر سفر شما باید کسر شود و به سازمان تأمین اجتماعی برود و علاوه بر آن، راننده باید ۱۳.۵ درصد از درآمدش را هم بپردازد. هر کسی که کمی حساب و کتاب بلد باشد، میبیند که این اعداد درآمد خالص راننده را به شدت پایین میآورند. پلتفرمها هم سریعاً واکنش نشان دادند و گفتند این کار باعث میشود قیمت سفر برای مسافر بالا برود و راننده هم کمتر درآمد داشته باشد. برای کسی که شغل دومش رانندگی است یا بازنشستهای که برای گذران زندگی فرمان میگیرد، این طرح عملاً به معنای کاهش شدید معیشت بود.
یکی از بزرگترین نقاط کور در طرح بیمه اجباری اینترنتی، نادیده گرفتن ماهیت این شغل بود. در دنیای اپلیکیشنها، رابطه پیچیده است. اپلیکیشنها هیچوقت قبول نمیکنند که «کارفرما» باشند. آنها میگویند ما فقط یک واسطه هستیم که مسافر و راننده را به هم وصل میکنیم، پس هیچ مسئولیتی در قبال بیمه راننده نداریم. اما در واقعیت، همین اپلیکیشنها هستند که قیمت سفر را تعیین میکنند و کمیسیون میگیرند و تمام قوانین بازی را مینویسند.
وقتی دولت میخواهد بیمه را «اجباری» کند اما پلتفرمها را مجبور به پرداخت سهم کارفرمایی نمیکند، در واقع تمام بار هزینه را روی دوش راننده میاندازد. این رویکرد بیشتر شبیه یک «استثمار پنهان» بود تا حمایت. راننده مجبور بود برای خدماتی پول بدهد که شاید هیچ نفع فوری برایش نداشت و فقط درآمدش را کم میکرد. به همین دلیل بود که این طرح اصلاً مورد اقبال قرار نگرفت و در نهایت، کمیته حمایت از کسبوکارها مصوبهای صادر کرد که بیمه برای این رانندگان «اختیاری» شود. این یک پیروزی کوچک بود؛ یعنی بالاخره پذیرفتند که نمیتوان با قوانین خشک اداری، دنیای مدرن اپلیکیشنها را مدیریت کرد.
در کنار بحث بیمه، یک غول دیگر هم وجود دارد که هر روز بزرگتر میشود: تورم. رانندگان با افزایش سرسامآور قیمت قطعات و خودرو میجنگند. در گذشته، سازمان تاکسیرانی خدماتی مثل تأمین لاستیک و روغن موتور با قیمت مناسب داشت، اما این خدمات متوقف شد. دلیلش هم ساده است؛ قیمتها به جایی رسیده که هیچ بودجهای نمیتواند آنها را پوشش دهد.
اگر تمام این قطعات پازل را کنار هم بگذاریم، میبینیم که راننده تاکسی در ایران، چه خطی باشد و چه اینترنتی، در یک وضعیت سخت قرار دارد. از یک طرف، قوانین اداری اجازه نمیدهند بیمه بازنشستگی به راحتی برقرار شود و از طرف دیگر، تورم لایههای درآمدی او را میبلعد. ما نیاز داریم که نگاه به رانندگان، از نگاه «اداری و قانونی» به نگاه «انسانی و معیشتی» تغییر کند. پرداخت ۵۰درصد حق بیمه توسط شهرداری یا اختیاری شدن بیمه برای اینترنتیها، قدمهای اولیهاند، اما کافی نیستند. راننده نیاز دارد بداند که اگر فردا ماشینش خراب شد یا اگر دوران پیریاش رسید، کسی هست که هوایش را داشته باشد. امید است که با پیگیریهای مدیران و فشار فعالان این حوزه، نه تنها بیمه بازنشستگی، بلکه خدمات رفاهی و یارانههای خودرویی هم به شکلی پایدار بازگردد.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا