حاشیههای تازه نوید محمدزاده

بابک نبی: ویدیوی تازه نوید محمدزاده را میشود دید، لبخندی زد، شاید هم اخمی کرد و گذشت. اما ماجرا برای من بیش از آن چند دقیقه است. آن ویدیو دوباره یک پرسش قدیمی را زنده میکند: چه شد که سینمای ما هنوز بازیگر مشهور میسازد، بازیگر خوب هم میسازد، اما کمتر میتواند «بزرگ» بسازد؟
بزرگی در سینما همیشه مترادف خوب بازی کردن نبوده است. چیزی بیرون قاب هم باید شکل بگیرد. چیزی که نمیشود برایش گریم کرد، دیالوگ نوشت یا برداشت دوم گرفت.
داوود رشیدی و امین تارخ همین بودند و علی نصیریان همین است. پیش از آنکه حرف بزنند، چیزی از جنس وقار وارد اتاق میشد. لازم نبود درباره شأن بازیگری سخنرانی کنند، نوع حضورشان آن را توضیح میداد. کلمات را مثل دستمال کاغذی مصرف نمیکردند. هرچه نامشان بزرگتر شد، انگار مراقبتشان از آن نام هم بیشتر شد. شهرت برایشان مجوز هر کاری نبود، مسئولیت بیشتر بود.
حتی در نسل نزدیکتر، پارسا پیروزفر را ببینید. سالهاست میتوان مشهور بود و برای ماندن در مرکز توجه، هر هفته چیزی به ویترین نگذاشت. شهاب حسینی نیز در بخش مهمی از مسیرش کوشیده زبان و حضور اجتماعیاش نسبتی با جایگاه حرفهایاش داشته باشد. ممکن است انتخابهایشان محل نقد باشد، اما دستکم میدانند بازیگر پس از خروج از صحنه هم بخشی از تصویری است که از خودش ساخته.
این همان چیزی است که در بخشی از نسل تازه کمتر میبینیم: قامت پیدا کردن همزمان با شهرت.
شهرت جلوتر میدود، آدم عقب میماند
نوید محمدزاده بازیگر خوبی است. این گزاره را بدون لکنت میتوان نوشت. در نقشهای مناسب، نیرویی دارد که قاب را به سمت خودش میکشد. بدنش را میشناسد، انفجار عاطفی را بلد است و لحظاتی ساخته که در حافظه سینمای این سالها ماندهاند.
اما چه کسی گفته بازیگر خوب باید الگوی خوبی هم باشد؟
مشکل شاید بیشتر از محمدزاده، ما باشیم. ما جماعت عجیبی هستیم. یک نفر دو نقش درخشان بازی میکند و هنوز تیتراژ فیلم تمام نشده، دوست داریم درباره جامعه، اخلاق، سیاست، عشق، فلسفه، تربیت فرزند و احتمالا آینده تمدن هم نظرش را بدانیم! بعد اگر حرفی زد که با تصویری که خودمان از او ساختهایم جور نبود، حیرت میکنیم.
کاریزما اما با شهرت فرق دارد. شهرت را دوربین میدهد، کاریزما را زمان. شهرت ممکن است یکشبه اتفاق بیفتد، اما برای کاریزما باید سالها زندگی کرد. باید خواند، شنید، زمین خورد، معاشرت کرد، سکوت کرد و فهمید کلمه هم مثل نقش انتخاب میخواهد. گاهی هنر یک بازیگر در این است که بداند کجا باید دیالوگ بگوید و هنر یک آدم مشهور در این است که بداند کجا نباید.
شاید فاصله بخشی از بازیگران امروز با انتظامیها، نصیریانها و تارخها همینجاست. آنها فقط سنشان بالا نرفت، شخصیت حرفهایشان هم پیر شد، جا افتاد و صاحب وزن شد. امروز اما گاهی شهرت با آسانسور بالا میرود و بلوغ باید نفسزنان پلهها را طی کند.
پس ویدیوی تازه نوید محمدزاده را خیلی هم جدی نگیریم. بازیگران را سر جای خودشان بنشانیم: روی پرده.
اگر خوب بازی کردند، تحسینشان کنیم. اگر بد بازی کردند، نقدشان کنیم اما از هر ستارهای مرشد نسازیم و برای هر چهره مشهوری صندلی استادی نگذاریم.
پرده سینما آدمها را چند متر بزرگتر نشان میدهد.
اشتباه ما از جایی شروع میشود که خیال میکنیم اندازه واقعیشان هم همین است.
