طبیعت علیه تالاب شور گلپایگان

لیلا مرگن: تالاب شور گلپایگان قربانی توسعه نامتوازنی شده که از پنج دهه قبل در قالب طرحهای بدون آیندهنگری، به طبیعت منطقه تحمیل شده است. سدسازیهای متعدد و ایجاد زهکش در بستر تالاب با هدف آزادسازی زمین برای کشاورزی، نفس این تالاب را بریده و فعالان محیط زیست میگویند که با کوچکترین خشکسالی، بستر این تالاب تبدیل به کانون ریزگردهایی میشود که سلامتشان را نشانه رفته است. آنها مهمترین راه مقابله با این پدیده را تامین حقابههای طبیعی این تالاب میدانند و بر این باورند که رهاسازی سریع آب در رودخانه گلپایگان، بهعنوان اصلیترین منبع تغذیه تالاب، سبب شده سفرههای زیرزمینی فرصت تغذیه پیدا نکرده و خشک شوند. مسئولان محیط زیست استان هم میگویند که ۳۱ تیرماه با حضور مسئولان مرتبط در بدنه دولت، جلسهای برای دریافت حقابه تالابهای اصفهان برگزار شده اما احیای تالابها یک فعالیت میان بخشی است که نیاز به مشارکت همه دستگاههای مرتبط دارد.
سالهاست که بستر تالابها به کانون ریزگردهای ایران تبدیل شدهاند. بر اساس آمارهای ارائه شده از سوی سازمان حفاظت محیط زیست بستر ۴۳ درصد از تالابهای کشور به دلایل مختلف از جمله خشکسالی و بیتوجهیهای پیاپی، به کانون ریزگردهای کشور تبدیل شدهاند. یکی از تالابهایی که برای ساکنان مجاورش مشکلساز شده، تالاب شور گلپایگان واقع در غرب استان اصفهان است که به گفته محسن جمالی، پژوهشگر میراث فرهنگی و فعال محیط زیست به دلیل دخالتهای مستمر انسانی، به کانون معضلات منطقه تبدیل شده است.
مهاجرت آهوان منطقه با خشکی تالاب
جمالی به هفت صبح میگوید که تالاب شور گلپایگان هرگز مملو از آب نبوده و بیشتر حالت باتلاقی داشته است. به همین خاطر زیستگاه آهوان و بخش زیادی از حیات وحش موته در شرق و شمال گلپایگان بوده است اما وقتی این تالاب خشک میشود، آهوها هم به مناطق شرقیتر مهاجرت میکنند. او توضیح میدهد که در سالیان دور، بستر تالاب مرغزار و بخشهایی هم شوره زار بوده است. بومیهای منطقه در ناحیهای به اسم نمک لون که نمک زیادی داشته، مشغول به استحصال نمک دریاچهای میشوند.
تا اینکه در دهه ۵۰ تا ۶۰، طرحی با عنوان احیای دشت گلپایگان اجرا میشود. در قالب این طرح، زهکشهایی در بستر تالاب ایجاد میشود تا آبهای اضافی آن خالی شده و زمین برای کشاورزی آزاد شود. این زهکشها باعث میشوند که آب تالاب از دست برود اما هرگز نمیتوانند شوری خاک را بهطور کامل از بین ببرند و طرح شکست میخورد. بستر تالاب هم به مهمترین منبع ریزگرد منطقه تبدیل میشود و زمینه فرونشست دشت گلپایگان هم فراهم میشود.
جمالی دشت گلپایگان را به کاسهای تشبیه میکند که از کوههای اطراف آب دریافت میکند اما پر نشدن این کاسه باعث میشود که به تدریج با برداشتهای بیش از حد، آبهای منطقه خالی شوند. با احداث سد کوچری و انتقال آب آن به فلات مرکزی و قم، سفرههای زیرزمینی طبیعی منطقه از دست میرود، چون دیگر رودخانهای وجود نداشته که سفرهها را تغذیه کند؛ ولی در نقطه مقابل، چاههای بی حد و عمیقی در منطقه احداث میشود که به تخلیه آبخوان و خشک شدن بستر تالاب کمک میکند.
تبدیل منطقه خوش آب و هوا به میزبانی برای ریزگردها
این فعال محیط زیست با استناد به اخبار منتشر شده میزان فرونشست دشت گلپایگان را ۱۲ سانتیمتر در سال اعلام میکند و معتقد است که مجموعه اتفاقات رخ داده در این منطقه، گلپایگان که ناحیهای خوش آب و هوا بوده را به جایی تبدیل میکند که با کوچکترین باد در مواقع خشکسالی، پذیرای میزان زیادی گرد و غبار شده و تحت تاثیر قرار میگیرد.
او توضیح میدهد که ریزگردهای حاصل از بستر تالاب شور گلپایگان علاوه بر تاثیر منفی بر زندگی انسانها، زمینه انقراض برخی گیاهان از جمله صنوبرهای معروف این منطقه را هم فراهم کرده است. ریزگردها سبب شده که صنوبرهای گلپایگان خشک شوند. به گفته جمالی، مدیریت بخشی از بستر تالاب در حیطه وظایف منابع طبیعی و بخشی دیگر هم مربوط به محیطزیست است. برخی اقدامات از جمله درختکاری و غیره توسط این دستگاهها انجام شده اما فایدهای برای کنترل ریزگردها نداشته است.
او تاکید میکند که تامین حقابه طبیعی تالاب شور گلپایگان میتواند مشکل ایجاد شده را حل کند. یکی از مهمترین منابع تغذیه کننده تالاب؛ رودخانه گلپایگان یا اناربار است که پس از عبور از تالاب گلپایگان به سمت قم و دریاچه نمک این استان میرفته است؛ اما روی این رودخانه سد احداث شده و آبی به تالاب شور گلپایگان نمیرسد. جلوی رودخانه خوانسار هم سد زدهاند و به این ترتیب، تغذیه آبخوانهای گلپایگان را با مشکل مواجه کردهاند. وقتی تغذیه آبخوان با مشکل مواجه شود، تالاب هم به مشکل میخورد.
به گفته این پژوهشگر میراث فرهنگی، محیط زیست چندین بار برای احیای تالاب شور گلپایگان کار کارشناسی انجام داده اما به مرحله اجرا در نیامده است. یکی از این اقدامات تامین حقابه زیست محیطی تالاب از رودخانه گلپایگان است اما سه میلیون متر مکعب آب را در سه روز جاری میکنند که به پمپ برسد. چون سرعت آب زیاد است، سفرههای زیرزمینی فرصت تغذیه پیدا نمیکنند. در حالی که همین میزان آب باید تدریجی رها شود تا آبخوانها تغذیه شده و فرصت بازسازی پیدا کنند.
احیای تالابها اقدامی میان بخشی
مجموعه سیاستگزاریهای نامناسب، تالاب شور گلپایگان را به معضلی برای مردم مجاورش تبدیل کرده است اما آیا سازمان محیط زیست برنامهای برای مدیریت این بحران دارد؟ مهدی جلال پور رئیس اداره حفاظت و احیای تالابهای اصفهان در گفتوگو با هفت صبح تاکید میکند که موضوع احیای تالابها یک مسئله میان بخشی است و حتما باید دستگاههای مختلف برای حل مسائل مرتبط با تالابها با یکدیگر همکاری کنند.
به گفته او، چهارشنبه ۳۱ تیر جلسهای با حضور استاندار، مشاور وزیر نیرو، معاونت تالابهای سازمان محیط زیست و … در اداره کل محیط زیست این استان در رابطه با چانهزنی برای تامین حقابه تالابهای این استان برگزار میشود و متولیان استان همواره در تلاش بودهاند تا موضوع تخصیص حقابه را بهطور جدی پیگیری کنند.
رئیس اداره حفاظت و احیای تالابهای اصفهان توضیح میدهد که در گذشته، تالاب شور از رودخانه اناربار و یک مقداری هم سیلابها و بارشهای فصلی تغذیه میشده است. متاسفانه ایجاد زهکشها با هدف توسعه کشاورزی باعث شده که بخشهایی از عرصه تالابی تغییر کاربری داده شود. در حال حاضر هم اراضی تغییر کاربری داده شده توسط مردم منطقه، همچنان زیر کشت میرود؛ ولی زهکشهای ایجاد شده باعث شدهاند که مسیر رودخانه اناربار قطع شود.
جلال پور چاههای غیرمجاز عمیق و نیمه عمیق منطقه را هم عامل دیگری معرفی میکند که سبب شده برداشتهای اضافه در محدوده تالاب ایجاد شود. چون تالاب شور یک منطقه محصور است، وقتی تمام ورودیهای آن گرفته شده و در روستاها چاه غیر مجاز وجود داشته باشد، برای تالاب مشکل ایجاد میشود. ضمن آنکه خشکسالیها باعث شده آبی نداشته باشیم که حقابه تالاب تامین شود.
تثبیت قسمتهای دست نخورده تالاب
به گفته رئیس اداره حفاظت و احیای تالابهای اصفهان، در حال حاضر محیط زیست این استان تلاش کرده تا قسمتهای دست نخورده تالاب را تثبیت کند. چند سال پیش محیط زیست با اجرای پروژههایی با مشارکت مردم محلی، تمام آبراهههای مسیر تالاب شور را باز کرده است تا اگر بارش فصلی و سیلابی رخ داد، آب به راحتی وارد تالاب شود. جلال پور یادآوری میکند که استان اصفهان سه تالاب گاوخونی، شور و دریاچه نمک را دارد که برای دریافت حقابه هر سه تالاب، به موازات هم اقدامات لازم را انجام میدهد اما از آنجا که این اداره یک ارگان دولتی با بودجه محدود است، ناگزیر به اولویتبندی است.
خشکی تالاب گاوخونی سه استان را درگیر میکند زیرا این تالاب ۴۷ هزار هکتار وسعت دارد اما تالاب شور گلپایگان با هفت هزار هکتار وسعت، شهر گلپایگان و روستاهای اطراف آن را درگیر میکند. بنابراین با توجه به وسعت درگیری ایجاد شده توسط این تالابها، اولویتهای اداره کل تعیین میشود. تالاب شور گلپایگان هم یکی از هزاران تالاب ایران است که قربانی توسعه نامتوازن و سدسازیهای گسترده شده و تنها راه نجات آن، جلوگیری از این روند مخرب و تدوین برنامه منطبق با مدیریت پایدار در عرصههای خشک کشور است.
