سیاست و دیپلماسی
دلایل سانسور سخنان روسای سه قوه

ماجرای سانسور سخنان مسعود پزشکیان در صداوسیما با واکنشهای زیادی روبهرو شد. وقتی پزشکیان در نشست مراسم روز ملی صنعت و معدن سخن درباره آنکه مذاکره در دوران قبل از جنگ با اذن رهبر شهید انقلاب انجام شد و اکنون نیز رهبر کنونی انقلاب این اجازه را دادهاند، ناگهان تصویر از شبکه خبر قطع شد. یک بار دیگر هم شبکه خبر وقتی پزشکیان در نشست هیئتدولت نقدی را نسبت به صداوسیما مطرح میکرد، سخنان او قطع شد. البته این سانسورها، نه تازگی دارد و نه منحصر به مسعود پزشکیان است؛ کمااینکه به تازگی صداوسیما سخنان غلامحسین محسنیاژهای، رئیس قوه قضائیه را نیز سانسور کرد.
اژهای در جلسه شورای عالی قضایی که پزشکیان نیز در آن حضور داشت، شخصیت پزشکیان را اخلافی خواهد و گفت که همه دستگاهها مکلف به یاریرساندن به دولت برای عبور از مشکلاتاند. وقتی صداوسیما خبر این نشست را پوشش داد، مشخص شد که این بخشهای سخنان اژهای حذف شده است. پیش از این نیز صداوسیما گفتوگو با محمدباقر قالیباف را نیمهکاره گذاشت و ناگهان آن گفتوگو قطع شد که همان زمان بسیاری این رفتار را یک سانسور آشکار دانستند؛ هرچند بعدتر صداوسیما مدعی شد که قطع سخنان قالیباف به دلیل آن بوده که گفتوگو را به دو بخش تقسیم کردهاند و میخواستند بخش دوم را روز بعد منتشر کنند.
واکنشها به سانسور سخنان پزشکیان
پس از سانسور سخنان پزشکیان موجی از واکنشها به راه افتاد. از جمله سخنگوی دولت که گفت: «طبیعی است که رسانه ملی باید منعکسکننده تمام صداهای جامعه باشد، به ویژه صدای خدمتگزاران خود که دولت نیز شامل آن میشود. در این زمینه اگر تذکری داده شده است در راستای ایجاد وفاق و وحدت میان مردم و جلوگیری از ایجاد هرگونه شقاق، شکاف و فاصله بوده است.»
شورای اطلاعرسانی دولت نیز در بیانیهای آورد: «اقدام صداوسیما در حذف بخشی از سخنرانی رئیس جمهوری اسلامی ایران در مراسم روز ملی صنعت و معدن درباره اجازه رهبر شهید انقلاب اسلامی پیرامون مذاکرات، چند روز پس از پخش نیمهکاره مصاحبه رئیس مجلس شورای اسلامی (هرچند روز بعد مصاحبه را کامل پخش کرد) و سانسور بخشی از اظهارات رئیس قوه قضائیه در حمایت از رئیسجمهور، نمونهای از اقدامات غیرمعمول این سازمان درباره سران قواست. شورای اطلاعرسانی دولت در ادامه این بیانیه آورده است: عدم پخش مصاحبههای وزیر امور خارجه با رسانههای خارجی در طول جنگ رمضان نیز نوع برخورد صداوسیما با صدای رسمی دیپلماسی کشور در مواجهه با تبلیغات بیامان دشمنان و بدخواهان ایران را نشان میدهد».
در این بیانیه همچنین آمده است، «مسئولان صداوسیما در برخورد گزینشی با مواضع سران قوای جمهوری اسلامی، به دنبال چه اهدافی هستند؟ آیا بخشهای سانسورشده خود گویای این نیست که مسئولان سازمان صداوسیما، نظرات سران قوا را طبق سلایق سیاسی خود گزینش و پخش میکنند و هر آنچه در دایره نظرات گروهی آنها نگنجد، ولو نظر رئیس یکی از قوای کشور یا وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی باشد را شایسته حذف و سانسور میدانند؟»
الیاس حضرتی، رئیس شورای اطلاعرسانی دولت، نیز در حساب کاربریاش در شبکه ایکس نوشت: «سانسور سخنان رئیسجمهور، تخریب یکطرفه عملکرد دولت و اهتمام به نابودی تفاهمنامهای که برای عبور کشور از بحران و حفظ منافع ملی شکل گرفته، دیگر نقد رسانهای نیست؛ ایستادن در برابر انسجام، همدلی و اتحاد ملی است».
یوسف پزشکیان، فرزند رئیسجمهور، نیز مطرح کرد: «چرا صداوسیما بخشهایی از صحبتهای روسای قوا را حذف میکند؟ چه کسی در صدا وسیما تشخیص میدهد که چه بخشی از سخنان روسای قوا نباید پخش شود؟ اگر چنین انسان حکیمی داریم که تشخیصش بالاتر از سران قواست، اداره کشور را بسپاریم دست ایشان. بالاخره وقتی آب هست تیمم باطله».یک خبر دیگری هم منتشر شد مبنی بر اینکه شخص پزشکیان به حمید جبلی، رئیس سازمان صداوسیما تذکرات جدی داده است؛ موضوعی که مهاجرانی، سخنگوی دولت نیز به نوعی تایید کرد.
پاسخ صداوسیما به انتقادها
روابط عمومی صداوسیما نیز در پاسخ به موج انتقادهای اخیر بیانیهای صادر کرد و در آن آورد: «به استحضار مردم شریف ایران میرساند سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی بر اساس رسالت قانونی و مأموریت ذاتی، همواره خود را مقید به حفظ انسجام ملی حول رهبری حکیم نظام و موظف به همکاری و هماهنگی با همه دستگاهها، بهویژه دولت محترم و خدمتگزار، میداند و در شرایط تاریخی و حساسی که کشور عزیزمان در معرض تهاجم وحشیانه دشمنان این آبوخاک قرار دارد و بیشازپیش نیازمند آرامش و وحدت صفوف است، بر رعایت دقیق الزامات وحدت کلمه اصرار دارد.
نمایش واقعی همداستانی همه مسئولان در راستای خدمت به مردم، ارسال پیام اقتدار به دشمنان و جلوگیری از القای ناصواب و غیرواقعی دوگانگی در مواضع عالی کشور و پرهیز از ترسیم سیمای متشتت از ارکان مدیریت کشور، از جمله امور بسیار مهمی است که رسانه ملی خود را موظف به رعایت آن میداند و کمترین لغزش و کوتاهی در التزام به این واجبات را در پیشگاه تاریخ و ملت شهیدپرور ایران گناهی نابخشودنی میداند که سرنوشتی جز خسران ابدی ندارد.
رسانه ملی میراث بسیار مهم امام مجاهد شهید را که در پیام اخیر رهبری معظم انقلاب اسلامی (حفظهالله) ذیل تعابیر بلند وحدت کلمه و اتحاد مقدس مورد تاکید معظمله قرار گرفت، یادآور میشود و مجددا اعلام میکند در راستای تحقق آن، به رفتار هوشیارانه، مسئولانه و منطبق با مصالح موردتاکید نظام پایبند است و خود و همگان را به مراقبت دائمی از آن توصیه میکند.
سازمان صداوسیما خود را آینه نمایش خدمات و زحمات مسئولان خدوم کشور و بیان دستاوردها و تلاشهای شبانهروزی همه دستگاههای کشور و بهویژه انتشار و تبیین نظرات و مواضع هوشمندانه و انقلابی روسای محترم و معزز قوا و انعکاس مواضع مقتدرانه فرماندهان دلیر و شجاع نیروهای مسلح میداند و بر آن مداومت مینماید. رسانه ملی ضمن رد اتهامات و نسبتهای ناروا، بر هوشیاری همگانی و توجه به الزامات عمل به وظایف در شرایط حساس فعلی، ذیل انسجام ملی و وحدت کلمه و اجتناب از دامن زدن به تفرقه، که چیزی جز خواست دشمنان ایران نیست، تاکید میکند».
برخورد سلیقهای صداوسیما
موضوعی که اکنون در پی رفتار اخیر صداوسیما و حواشی پیرامونش به وجود میآید آن است که اصلا شیوه اطلاعرسانی رسمی در کشور چگونه انجام میشود؟ آیا صداوسیما حق نظارت استصوابی بر نظرات مقامات رسمی را دارد یا خیر؟ آیا صداوسیما به عنوان یک نهاد ناظر عمل میکند یا باید با رعایت اصل بیطرفی دستِکم سخنان و مواضع روسای سه قوه را پوشش دهد؟ از طرفی آیا صداوسیما میتواند اخبار مذاکرات و آنچه در عرصه دیپلماتیک میگذرد با به نوعی بایکوت خبری کند؟ بسیاری از کارشناسان سیاسی و رسانهای باور دارند که صداوسیما نباید جهتگیری سیاسی داشته باشد و به هیچ وجه نباید از منظر جناحی به مسائل مختلف نگاه کند و ضرورت دارد کاملا فراجناحی باشد. اما در مقابل وضعیت اطلاعرسانی دولت نیز چندان در امر اطلاعرسانی موفق نبوده است.
ضعف دولت در حوزه اطلاعرسانی
تیم رسانهای دولت نتوانستهاند در میان مذاکرات، راهبرد اصلی دولت را تبیین کنند و اگر هم اعلام موضعی بوده، به صورت اندک از سوی خود رئیسجمهور یا وزیر خارجه یا قالیباف که مسئولیت ریاست تیم مذاکره را برعهده دارد، بوده است؛ آن هم در جلسهای یا به بهانه گفتوگویی با همین صداوسیما. تیم رسانهای دولت به طور مستقل از صداوسیما وظیفه انتشار کامل اخبار را برعهده دارد اما گویی آنها همه بار را بر دوش صداوسیما انداختهاند. گرچه این نقد درست است که صداوسیما باید به وظیفه ذاتی خود یعنی پوشش اخبار عمل کند و هر نوع جرح و تعدیلی به ویژه در سخنان سران قوا پذیرفته نیست اما تیم اطلاعرسانی دولت نیز بر اساس آنچه جامعه میخواهد بداند، ترتیب گفتوگوهای پیوسته رسانهای اعضای دولت را نداده است.
از سوی دیگر مشخص نیست چرا دولتیها حاضر به گفتوگو با رسانههای بخش خصوصی نیستند؟ آیا رئیسجمهور شأن خود را اجل از گفتوگو با یک رسانه خصوصی میداند؟ حال آنکه همین حالا بسیاری از رسانهها از جمله روزنامه «هفت صبح» آمادگی کامل خود را برای گفتوگو با انتشار بیکموکاست سخنان مقاماتی از جمله رئیسجمهور، وزیر امور خارجه، رئیس تیم مذاکره و دیگر مقامات صریحا اعلام میکنند. برای مثال عباس عراقچی، میگوید که «هیچ بخشی از مصاحبههای من را صداوسیما پخش نکرد.
من با فاکسنیوز، سیانان و رسانههای مختلف صحبت کردم و شمشیر زدم؛ گفتم شب صداوسیما نشان میدهد و میگوید باریکلا وزارت خارجه چگونه صحبت کرده؛ اصلا انگار نه انگار. فقط یکی دو جمله را که برایشان جذاب بود زیرنویس کردند و تمام». اصل صحبت عراقچی شاید درست باشد اما این نقد متوجه شخص او نیز میشود زیرا رسانههای وابسته به دولت نیز در پوشش دقیق یا تبیین و تشریح آن مصاحبهها نقش ویژهای ایفا نکردند. پر واضح است که امروز مرجعیت رسانهای صرفا در اختیار صداوسیما نیست و فضای رسانهای مانند چند دهه پیش نیست که مردم صرفا اخبار خود را از صداوسیما دریافت کنند و چه بسا در روزگار کنونی این فضای مجازی است که بیش از هر رسانهای مورد توجه مردم قرار میگیرد. چرا دولت در رسانههای خود به شرح و تبیین اخبار مذاکرات و بازنشر آنها در فضای مجازی اقدام ویژه و موثری نکرد؟
همین حالا که سخنان پزشکیان در صداوسیما سانسور شده است، این رسانههای بخش خصوصی و فضای مجازی بوده است که همین خبر سانسور را به خبر یک در یکی-دو روز اخیر تبدیل کرده است و طبیعی است صداوسیما در انتشار خبر سانسور هیچ نقشی نداشته است. حال این پرسش به وجود میآید که چرا دولت نمیتواند موج خبری راه بیندازد؟ چرا رسانههای انبوه وابسته به دولت که بودجههای زیادی هم دریافت میکنند برای رئیسجمهور یا وزیر خارجه کار خاصی نمیکنند؟
انفعال رسانهای وزارت خارجه
یک مثال دیگر جالب توجه است. کاخ سفید با راهاندازی حسابهای کاربری ویژه در شبکههای اجتماعی نظیر «واکنش سریع» هر روایتی از سوی ایران که خلاف منویاتش بود را به سرعت شناسایی و آن را جعلی میخواند و سعی میکرد روایت دلخواه خود را مطرح کند. آیا چنین سازوکاری در ایران به وجود آمد؟ یا آنکه وزارت خارجه به جز سخنان رسمی سخنگویش برای تنویر افکار عمومی چه اقدام ویژهای انجام داده است؟ در وزارت خارجه یا سخنگوی این وزارتخانه مواضعی در شبکه ایکس و نشستهای رسمی میگیرد یا آنکه بیانیههایی رسمی داده میشود و این دستگاه در حوزه اطلاعرسانی چنان منفعل بوده است که وقتی آمریکا طرحی را از طریق عراق به تهران ارسال میکند، ابتدا رسانههای خارجی از آن گزارش میدهند و بعدا عراق آن را تکذیب میکند و در نهایت، دستگاه دیپلماسی ایران با تاخیر موضعگیری میکند.
خطوط قرمز امنیتی یا غفلت رسانهای؟
مسئله دیگر آن است که وقتی از دولت پرسش میشود که چرا در اطلاعرسانی چنین دست به عصا حرکت میکنید، مدام ارجاع میدهند که بسیاری از مسائل در دایره خطوط قرمز امنیتی محسوب میشوند. دقیق مشخص نیست که آیا واقعا همه آنچیزی که دولت نمیگوید یا تشریح و تبیین نمیکند برای مثال از سوی شورای عالی امنیت ملی به عنوان خطوط قرمز مطرح شده است یا خیر؟
اگر چنین نیست، موسع دانستن خطوط قرمز بیش از آنچه در خدمت امنیت و منافع ملی باشد، به دلیل ایجاد روایتهای موازی و بعضا جعلی از سوی رسانههای خارج از کشور، بیشتر به امنیت ملی لطمه میزند. به نظر میرسد همه نهادهایی ذیصلاح در امر مذاکرات یا جنگ میتوانند به جای صبر راهبردی در انتشار اخبار، شفافیت راهبردی را در دستور کار قرار دهند که وضعیت اطلاعرسانی در امری بسیار مهم چون مسائل دیپلماتیک به این میزان دچار آشفتگی نباشد.
چند پیشنهاد
دولت و وزارت خارجه میتوانستند با ترسیم یک «چارچوب کلی» از اهداف و خطوط قرمز، ضمن حفظ امنیت اطلاعات، مردم را به قدری که امکانش هست در جریان روند آنچه در عرصه سیاست خارجی میگذرد قرار دهند. رئیسجمهور نیز میتواند با رسانههای متعددی گفتوگو کند و خود را قالب کلیشهای گفتوگو با صداوسیما قرار ندهد. البته گفتوگو با صداوسیما به ویژه به طور زنده میتواند بسیار گستره خبری بالایی داشته باشد اما استفاده همزمان از چندین ظرفیت رسانهای دست رئیسجمهور را برای ارتباط بیواسطه با مردم بازتر میکند.
از طرفی پوشش زنده سخنرانیهای رئیسجمهور یکی دیگر از اقداماتی است که پزشکیان میتواند از آن استفاده کند؛ چه در سایت دولت و چه در فضای مجازی. نکته دیگر آنکه دستگاه دیپلماسی و تیم مذاکرهکننده میتوانند برای تشریح مواضع خود و نیز روایت صحیح از آنچه در روند مذاکرات گذشت هم با رسانههای متعدد گفتوگو کنند و هم آنکه از کارشناسان دعوت کنند تا درباره آنچه در جریان است به طور رسانهای به گفتوگو بپردازند. از سوی دیگر اصل سرعت را نیز در انتشار اخبار رعایت کنند تا رسانههای غربی قدرت تعیینکنندگی نداشته باشند و فضای روانی جامعه ایران بر اساس آنچه آنها منتشر میکنند، تنظیم نشود.
دولت میتواند یک اتاق جنگ رسانهای تشکیل دهد تا با ارزیابی دقیق اخبار واکنش متناسب داشته باشد. علاوه بر این چه دولت و چه تیم مذاکره میتوانند اقدام به گزارشهای دورهای برای مثال ماهانه یا حتی هفتگی کنند و بدون طرح موضوعات سیاسی از نظر فنی آنچه رخ میدهد را با مردم در میان بگذارند. البته در کنار همه اینها صداوسیما نیز مسئولیت دارد تا اخبار مقامات رسمی به ویژه روسای قوا و روند مذاکرات را به بهترین شکل پوشش دهد یا آنکه اگر وزیر خارجه کشور مصاحبهای با رسانههای مختلف دنیا انجام میدهد، آن را نادیده نگیرد یا به انتشار گزینشی آن مصاحبهها اقدام نکند. صداوسیما محل بازنمایی همه افکار ایرانیان است و طبیعی است صداوسیمای ملی نمیتواند با سلایق شخصی مدیران آن اداره شود.
از سوی دیگر رئیسجمهور، تایید صلاحیتشده از سوی شورای نگهبان و منتخب مردم است که تنفیذ رهبری را همراه خود دارد؛ با این وصف چه کسی میتواند تشخیص دهد که انتشار سخنان رئیسجمهور با چنین مقامی که در نظام جمهوری اسلامی دارد، به صلاح کشور است یا نیست؟ طبیعتا ناظر پخش صداوسیما چنین صلاحیتی را ندارد. در پایان گفتنی است که اگر مجموعه نهادهای مذکور از دولت گرفته تا تیم مذاکرهکننده و البته صداوسیما در راستای آگاهسازی و شفافیت و البته وحدت و انسجام ملی گام برندارند، آسیب چنین رویکردی را پیش و بیش از همه مردم متحمل میشوند؛ اتفاقی که در همه پیامهای رهبری در ایام اخیر نهی شده است.
ضعف تیم رسانهای هیئت مذاکره
اطلاعرسانی چه از سوی صداوسیما و چه از سوی دولت و تیم اطلاعرسانی هیئت مذاکره آن قدر اهمیت دارد که وقتی در همین ایام مذاکره این وظیفه خطیر به درستی انجام نشد، آسیبهای زیادی به فضای سیاسی کشور و البته به فضای روانی جامعه زد. وقتی تیم اطلاعرسانی مذاکرات نتوانست به نحو درست آنچه در مذاکرات گذشت را برای مردم تبیین کند، برخی تصور کردند مذاکرهکنندگان رفتهاند تا هر نوع امتیازی را به آمریکاییها بدهند؛ در صورتی که به هیچ وجه چنین نبود اما در غیاب اطلاعرسانی دقیق برخی به دلیل نداشتن اطلاعات درست به خیابان آمدند و شعار علیه قالیباف، عراقچی و پزشکیان سر دادند که همین رویکرد باعث شد فضای سیاسی به شدت پر تنش شود و گروههای مختلف علیه یکدیگر حمله کنند.
جالب آن است که انفعال رسانهای صداوسیما، دولت و تیم رسانهای هیئت مذاکرهکننده در شرایطی رخ میداد که رسانههای غربی گوی سبقت را ربوده بودند و هر آنچه میخواستند تحت عنوان اخبار مذاکرات مخابره میکردند. پرسش آن است که مگر رسانههای خبر برای مخاطب ایرانی در صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران برنامه تهیه میکردند؟ پاسخ خیر است و آنها در رسانههای خود با تکیه بر فضای مجازی اخبارشان را به دست مردم ایران میرساندند و در شرایطی که منابع داخلی بسیار دیر، کم و بیکیفیت اخبار مذاکره را منتشر میکردند، عادی بود که اخبار غربیها مورد توجه ایرانیان قرار بگیرد.
در رسانه یکی از مهمترین اصول، سرعت عمل است که مشخصا درباره انتشار اخبار مربوط به مذاکره رسانههای دولتی و صداوسیما از این ویژگی برخوردار نبودند و وقتی ترامپ مدعی میشد که ایران تسلیم شده است، رسانههای ایران با ذکر محتوای مذاکرات علیه این موضع ترامپ ایستادگی نمیکردند. پر واضح است که در بسیاری موارد از نظر امنیتی اجازه انتشار جزئیات مذاکرات حتی از سوی وزیر خارجه و رئیس تیم مذاکره نیز وجود ندارد اما محتوای کلی آنچه در مذاکرات گذشت نیز به طور ویژه منتشر نشد یا اگر شد، به طرز مطلوبی پوشش داده نشد.
