رفتن به محتوای اصلی

سیاست و دیپلماسی

پیش‌بینی آینده جنگ با آمریکا

۱۴۰۵-۰۵-۰۴ modir 0

شرایط میان ایران و آمریکا به گونه‌ای است که شاید به سختی بتوان سرنوشت جنگ یا مذاکرات را پیش‌بینی کرد. به گفته برخی کارشناسان تفاهمنامه اسلام‌آباد باتوجه به شروع مجدد درگیری‌های نظامی، در عمل از بین رفته است اما به گفته برخی دیگر، این تفاهمنامه همچنان می‌تواند تکیه‌گاهی برای ادامه مذاکرات در نظر گرفته شود‌. مسلم است که اختلافات میان ایران و آمریکا آنقدر زیاد و عمیق است که شاید حل همه آنها در یک مقطع کوتاه میسر نباشد اما اگر توافق اسلام‌آباد به عنوان سنگ بنای مذاکرات برای پایان جنگ باشد، دست‌کم رویارویی هزینه‌‌بردار نظامی میان دو کشور به طور کلی پایان می‌یابد. حالا باید دید که شرایط پیش رو به کدام سمت خواهد رفت یا جنگ گسترده‌تر خواهد شد یا آنکه توافقی در کار است.

تعجیل در امضای تفاهمنامه


ابوالقاسم دلفی، مدیرکل سابق اروپای وزارت امور خارجه، درباره این موضوع به «هفت صبح» گفت: «بین ایران و آمریکا یادداشت تفاهمی امضا شده است که روسای جمهور دو کشور آن را امضا کرده‌اند و این یادداشت همچنان از نظر حقوقی معتبر است. اگرچه هر دو طرف مواضعی را مطرح کرده‌اند و به بخشی از تعهدات خود عمل نکرده‌اند، اما اصل یادداشت تفاهم همچنان اعتبار دارد؛

هرچند در عمل اجرا نمی‌شود. از همان زمان امضای این یادداشت نیز مشخص بود که به دلیل سرعت بالای تدوین آن و همچنین عجله‌ای که برای امضایش وجود داشت، اشکالاتی در آینده بروز خواهد کرد. یکی از دلایل این شتاب، اصرار ترامپ بر ضرورت امضای سریع توافق، با توجه به تاثیر بسته‌شدن تنگه هرمز بر بازارهای جهانی نفت و حتی دیگر بازارهای اقتصاد در عرصه بین‌المللی بود. بنابراین از ابتدا روشن بود که این یادداشت در مرحله اجرا با مشکلاتی روبه‌رو خواهد شد.»

اشکالات تفاهمنامه


او در پاسخ به این پرسش که چه عواملی دست‌به‌دست دادند تا تفاهم‌نامه دچار تزلزل شود، بیان کرد: «بر اساس بند ۵ این یادداشت، قرار بود مدیریت تنگه هرمز در اختیار ایران باشد و ایالات متحده نیز با همکاری عمان شرایطی را فراهم کند که رفت‌وآمد کشتی‌ها به‌صورت ایمن و روان انجام شود. مارک روبیو، وزیر خارجه آمریکا، نیز در اجلاس خلیج فارس شرکت کرد و در ادامه، آبراهی از سمت عمان طراحی شد اما ایران معتقد بود مدیریت این مسیر باید در اختیار خود ایران باشد. همین اختلاف در برداشت از نحوه اجرای توافق، به یکی از نقاط اختلاف میان طرفین تبدیل شد.

علاوه بر این، بحران لبنان، حملات اسرائیل به لبنان، مذاکرات آمریکا با لبنان، موضوع آزادسازی پول‌های ایران و همچنین بحث رفع تحریم‌ها، همگی بر نحوه تفسیر مفاد یادداشت تفاهم تاثیر گذاشتند و اختلاف‌نظرهایی را ایجاد کردند. همه طرف‌ها می‌دانستند که متن یادداشت دارای اشکالاتی است، اما به دلیل تعجیلی که هر دو طرف برای امضای آن داشتند، این ایرادها نادیده گرفته شد. در نتیجه، در مرحله اجرا همان مشکلاتی که از ابتدا قابل پیش‌بینی بود، خود را نشان داد. همچنین مسیری که عمانی‌ها با هدایت آمریکایی‌ها ایجاد کردند، به یکی از عوامل شکل‌گیری دوباره درگیری‌ها تبدیل شد.»

فقدان یک ناظر بین‌المللی


این کارشناس حوزه سیاست خارجی همچنین درباره ضرورت وجود یک کشور یا نهاد بین‌المللی در جریان اجرای تفاهم‌نامه بیان کرد: «آنچه از همان ابتدا جای خالی آن در یادداشت تفاهم احساس می‌شد، تعیین یک ناظر بین‌المللی بی‌طرف بود؛ نهادی که در صورت بروز اختلاف، طرفین بتوانند برای حل اختلاف به آن مراجعه کنند. برای نمونه، در برجام مسئولیت نظارت بر اجرای تعهدات هسته‌ای بر عهده آژانس بین‌المللی انرژی اتمی قرار گرفته بود تا اگر هر یک از طرف‌ها از تعهدات خود تخطی کرد، آن نهاد موضوع را بررسی و اعلام نظر کند.

البته حتی اگر ناظر ثالثی نیز تعیین می‌شد، این پرسش مطرح بود که چه کشوری می‌توانست چنین مسئولیتی را بر عهده بگیرد؛ برای مثال، آیا کشوری مانند پاکستان یا هر کشور دیگری از توان، اعتبار و نفوذ کافی برای انجام این نقش برخوردار بود؟ همچنین این تردید وجود داشت که آیا ترامپ اساسا نظر چنین نهادی را می‌پذیرفت یا خیر. این نیز یکی از ضعف‌های یادداشت تفاهم بود و در نهایت شرایط به سمت جنگ پیش رفت.»

تغییر شیوه جنگ از سوی آمریکا


این مقام پیشین وزارت خارجه ادامه داد: «به اعتقاد برخی، این وضعیت را نمی‌توان با جنگ رمضان یا جنگ ۱۲روزه مقایسه کرد، اما نوع اهدافی که آمریکایی‌ها مورد حمله قرار می‌دهند، نشان می‌دهد که آنها صرفا اهداف نظامی را دنبال نمی‌کنند. حمله به نیروگاه‌ها، پالایشگاه‌ها و پل‌ها بیانگر آن است که اهداف گسترده‌تری را در نظر دارند. این همان سناریویی است که ترامپ دنبال می‌کند تا از فضای جنگ برای کسب امتیاز در مذاکرات استفاده کند.


دلفی در پاسخ به پرسشی دیگر مبنی بر اینکه آیا جنگ ادامه می‌یابد و حتی گسترده خواهد شد یا خیر، توضیح داد: «اینکه جنگ ادامه پیدا کند یا نه، به میزان توانمندی و تاب‌آوری ما بستگی دارد. نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران تاکنون ظرفیت و توان مناسبی از خود نشان داده‌اند. با این حال، در نهایت دوباره به میز مذاکره بازخواهیم گشت، اما این بار باید تجربه‌های گذشته را مدنظر قرار دهیم و امتیازهای بی‌دلیل و غیرضروری ندهیم.»

ضرورت تقویت روابط با کشورهای منطقه


دلفی در پایان در خصوص ضرورت بهبود روابط ایران با کشورهای منطقه، گفت: «امروز ارتباط میان دیپلماسی و میدان نسبت به گذشته بهتر شده است. دستگاه دیپلماسی نیز تلاش می‌کند روابط ایران با کشورهای منطقه را تقویت کند. همچنین باید نوع و دامنه تخاصم‌ها به‌درستی تعریف شود، زیرا ایران با خود کشورهای منطقه خصومتی ندارد و نباید شرایط به گونه‌ای پیش برود که این کشورها به جبهه‌های جدید علیه ایران تبدیل شوند.

به نظر من، شکل‌گیری ائتلاف نظامی علیه ایران در منطقه، دست‌کم در شرایط فعلی، از ظرفیت لازم برخوردار نیست. کشورهای منطقه می‌دانند که هدف ایران خود آنها نیست و اگر حمله‌ای صورت گیرد، متوجه پایگاه‌های نظامی آمریکا خواهد بود، نه خاک یا منافع کشورهای منطقه. ما باید از مسیر دیپلماسی با کشورهای منطقه گفت‌وگو کنیم، شرایط هر یک از آنها را به‌دقت ارزیابی کنیم و جایگاه ایران را در منطقه تقویت کنیم. با این حال، بعید است کشورهای منطقه بتوانند ائتلاف نظامی موثری علیه ایران تشکیل دهند.

البته ممکن است در عرصه سیاسی، از جمله در شورای امنیت، با مواضع آمریکا همراهی کنند، اما تشکیل ائتلاف نظامی موضوع متفاوتی است و احتمال آن بسیار اندک به نظر می‌رسد. از سوی دیگر، عربستان نیز در صورت بسته شدن باب‌المندب با کاهش ظرفیت و منافع اقتصادی خود روبه‌رو می‌شود؛ بنابراین دلیلی ندارد که به دنبال تشدید تقابل نظامی، چه در یمن و چه در برابر ایران، باشد. از این رو، شکل‌گیری ائتلاف نظامی منطقه‌ای علیه ایران دور از ذهن است، هرچند بروز اختلافات و همراهی‌های سیاسی همچنان می‌تواند وجود داشته باشد.»

دیدگاه خود را بنویسید